مولود بهرامیان
شفیع بهرامیان کارشناس برتر روابط عمومی وزارت اقتصاد و دارایی در جشنوارهی انتخاب برترین روابط عمومی-اردیبهشت ۱۳۸۸، جوان پر استعداد و خوشذوق اشنویی است که با سن کماش کولهباری از تجربه را در مسیر زندگی به همراه خود دارد، شفیع در خانوادهای متوسط و گسترده، در روستایی از منطقهی اشنویه در سال۵۶چشم به جهان گشوده است. شفیع دومین فرزند خانواده است، از کودکی هوش سرشار و زیرکیاش زبانزد همگان بود، علیرغم همهی بیعدالتیهایی که در خانوادهی گسترده بر وی و دو برادر و خواهرش میرفت، توانست خود را اثبات نماید، خوب یادمه زمانی که در سال چهارم دبیرستان در سال ۱۳۷۵ در اشنویه درس میخواند، در دنیای عاشقی! در خیال آن بود که به رشتهای در دانشگاه پیام نور بسنده کند و- آن زمان من دانشجوی سال اول در دانشگاه تربیت معلم تبریز بودم- همین که این خبر را شنیدم باهاش صحبت کردم، گفتم برادر عزیزم خدا را شکر، شما دارای استعداد فراوانی هستی، آیا حیف نیست به همین اندک قناعت نمایی و در امانتی که خدا به تو عطا نموده خیانت نمایی؟ ظاهراً سخنانم در وی کارگر افتاد، شفیع با وجود آنکه در نوبت اول کنکور رتبهی ۱۵۷۵ منطقه ۳ را کسب نموده بود-که ظاهرا رتبهی چندان دلچسپی نبود- در نوبت دوم کولاک نمود و اکثر درسهایش را بالای ۸۰٪ زده بود، به هرحال نوبت انتخاب رشته شد و من خود برایش انتخابرشته نمودم و خوب یادمه رشتهی ارتباطات اجتماعی که آنزمان در دیار ما بسیار ناشناخته بود، را به عنوان اولویت اول انتخاب نمودیم، از قضا شفیع در همان رشته در دانشگاه علامه طباطبایی تهران پذیرفته شد، ثبتنامش در دانشگاه هم خود داستانی دارد که بماند تا بعد... به هر حال شفیع با همهی مشکلاتی که داشت سخت کار کرد و درس خواند تا آنکه در سال ۱۳۷۹ با رتبهی ۸ در همان دانشکده و همان رشته پذیرفته شد. و امروز ۹ سال از آن واقعهی شیرین میگذرد و شفیع همکنون با وجود اینهمه استعداد در جایگاه شایستهی خود قرار نگرفته و بهتر است حدیث شکوهها و گلایههایش را در دو پست از وبلاگش بخوانید:
(۱)
خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
سالهاست که با این شعر یا به قولی مثل فارسی همدم و آشنا هستم اما هیچ وقت تحققش را در زمانی که بشدت به آن نیازمند بودم ندیده بودم . چندی قبل در یکی از پستهای وبلاگم در رابطه با بیعدالتی در انتخاب مدرس نمونه علمی کاربردی آذربایجان غربی مطالبی نگاشته بودم. هنوز چهار روز از اعلام اسامی مدرسان به اصطلاح نمونه !؟ نگذشته بود که برای شرکت در همایش روابط عمومی های سازمانها و نهادهای تابعه وزارت عریض و طویل اقتصاد و دارائی به تهران فراخوانده شدم . جشنواره ایی که داوران آن را اساتیدی چون دکتر یونس شکرخواه، دکتر محسن امینی، دکتر اسماعیل قدیمی، دکتر داود زارعیان، حامد اسماعیلی، محمد خجستهنیا و امیر هوشنگ عباسازده تشکیل می دادند. بیم ها و امیدهایی در دلم افتاد .بیم از آن جهت که با وجود اساتید نکته سنج و تیز بین ارتباطات و روابط عمومی شانسی برای موفقیت نخواهم داشت و امید به آن خاطر که دیگر در اینجا چون دانشگاه شاهد "خودی بازی" و بیعدالتی نخواهم بود. بحمداله امیدها بر بیم ها چربید و در نهایت بعنوان " کارشناس برتر" سازمانهای تابعه وزارت امور اقتصادی و دارائی سراسر کشور انتخاب شدم. سازمان امور اقتصادی و دارائی آذربایجان غربی نیز در زمینه عملکرد ممتاز در جشنواره سیمرغ انقلاب( دستاوردهای ۳۰ سال نظام جمهوری اسلامی) توانست بعنوان سازمان برتر کشور معرفی شود.


(۲)
امروز روز ملی ارتباطات و روابط عمومی است. ۲ سال پیش در چنین روزی پای سخن ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد به همراه بسیاری از دست اندرکاران روابط عمومی کشور ،وزرا،حداد عادل رئیس وقت مجلس شورا و... در سالن سران کنفرانس اسلامی بودم. امروز ۲ سال از تصدی پست کارشناسی روابط عمومی من در سازمان هم می گذرد!( که آنهم داستانی شنیدنی دارد) یادمه در آن ۲۷ اردیبهشت ۲ سال پیش جلسه ای آراسته بودند تا روز ارتباطات به روز ملی " ارتباطات و روابط عمومی" تغییر نام بده و حتی "تمبری" هم آورده بودند تا بدست ریاست جمهوری رونمایی و مهمور بشه و روز ملی " ارتباطات و روابط عمومی" هم دیگه صاحب تمبر و دفتر و دستک بشه .یه جورایی مفهوم روابط عمومی همه گیر و در جامعه نهادینه بشه! مبارکه ! تا اینجاش که بد نبود ! باز یادمه اجرای آن مراسم را محسن اشرف پور مدیرکل وقت روابط عمومی وزارت اقتصاد به نمایندگی از شورای اطلاع رسانی دولت برعهده داشت و حداد عادل و دکتر احمدی نژاد و کلهر و... در مورد اهمیت روابط عمومی و مشکلات اساسی آن چه ها که نگفتند! اما انچه برای روابط عمومی مهم تر بود نه چاپ تمبر بلکه خبر آماده کردن آئیین نامه روابط عمومی دستگاههای اجرایی بود که در ان جلسه و در حضور ریاست محترم جمهور، شورای اطلاع رسانی دولت قول داد ظرف کمتر از ۲ ماه دستور العمل اجرایی این آئین نامه را تهیه و برای اجرا به دستگاههای اجرایی ابلاغ کند ؟امروز ۲ سال یا به تعبیری ۲۲ ماه از آن وعده می گذرد و از دستورالعمل اجرایی روابط عمومی خبری نیست که نیست!!!
جالبتر از آن ،بازی مدیران و دست اندرکاران بودجه وزارتخانه ها و سازمانها با کلمات بکار برده شده در آئین نامه روابط عمومی هاست.براساس یکی از بندهای آئیین نامه روابط عمومی که با امضای داوودی معاون اول رئیس جمهوری ابلاغ شده به صراحت گفته شده :" دستگاهها مجازند یک درصد بودجه جاری سالانه خود را برای امورات روابط عمومی ها صرف کنند" وقتی برای پیگیری این بودجه که در سازمان ما چیزی حدود ۱۲ میلیون تومان است به کارشناس بودجه مراجعه کردم فرمودند: کلمه مجاز حالت الزام و اجبار نداره و از آنجا که ما مسائل مهم تری از روابط عمومی در دستگاه داریم بهتره این بودجه در انجا هزینه بشه"
داستان شغل ما بس شنیدنی است !۲ سال است که به شکایات مردم از بانکها پاسخ می دهم! دوسال است بیش از ۵۰ هزار درخواست مردم از هیئت دولت را به هنگام سفر استانی رئیس جمهور بررسی و به بانکها ارجاع می دهم! دو سال است وب سایت و پورتال سازمانی را مدیریت می کنم! دو سال است صورتجلسه هر جلسه ای را که هیچ ربطی هم به روابط عمومی نداشته باشد می نویسم . و... در این ۲ سال آنچه نمی کنم و انجام نمی دهم کار روابط عمومی است و لاغیر! آری چنین است برادر سرنوشت روابط عمومی در این سامان !در ظرف این ۲ سالی که روابط عمومی صاحب روز در تقویم رسمی کشور شده هیچگونه اقدام جدی-برغم تاکیدات مقامات عالیه نظام- برای بهبود وجهه و کارائی آن انجام نشده است که هیچ !به نظر من بدلایلی حتی کارکرد آن نسبت به ۲ سال پیش دچار پسرفت و رکود شده است! در این شرایط آیا بخاطر فرا رسیدن ۲۷ اردیبهشت روز به اصطلاح ملی" ارتباطات و روابط عمومی" باید گریه کنم یا بخندم تسلیت بشنوم یا تبریک بگویم ...به قول شاعر:
ميان گريه مي خندم که چون شمع اندر اين مجلس
زبان آتشينم هست، ليکن در نمي گيرد