شعری از مرحوم کاک احمد را همراه با ترجمهاش را به شما دوستداران آن عزیز سفرکرده، تقدیم مینمایم و همصدا با هم میگوییم:
یاران جهمن لهو سهحرایه چ سهحرایێ، له باس نایه
هاوتای نییه لهم دنیایه خاوهنی بانگێشتن خوایه
ئازیز وهخۆ کهوه ئادهی کرژو کۆڵ خۆتی بۆ بادهی
ڕێگای سهرڕاس بگره هادهی له هێڵی راسو چهپ لادهی
له هیچ مهڵبهندێ نهگرسی له دڕکو داڵان نهترسی
له خۆشیو تاڵه نهپرسی ههرچهند تونیت بێتو برسی
نهنکێنی: ڕێگاکهم دووره مردن، ئاخرین سنووره
بۆوهی عهقڵی سواره، سوره ههروهک لهم ژور بۆ ئهو ژوره
لهوێ میوانی خوا گیانی له خزمهت پێغهمبهرانی
جێگهی ئاوا ههر وچانی حهمموو دنیا به قوربانی
ترجمه:
یاران در این صحرا جمعند، چه صحرائی قابل توصیف نیست!
در این جهان مانندی ندارد، میزبان این مهمانی خداست
عزیزم همت کن و خودت را برای آن مهمانی مهیا کن
راه مستقیم را پیش گیر و از سبل راست و چپ منحرف شو
در هیچ منطقهای نایستی و از خار مغیلان مسیر نهراس
از خوشی و ناخوشی مسیر مپرس هرچند گرسنه و تشنه باشی
راه من کجا دور است، مردن آخرین سرحد آن است
برای کسی که عقلش حاکم است روشن است که فاصلهی مردن تا حیات برزخ مانند از اتاقی به اتاق دگر رفتن است
در آنجا مهمان جان جانان هستیم و در خدمت پیامبرانیم
هر لحظه استراحت و ماندن در چنین جایی، همهی دنیا فدایش بادا.
نویسنده: ع.جعفر
طرح مباحثی چون «امنیت ملی»، «وحدت عمومی»، «وجدان جمعی» برای هر كشوری مهم و حیاتی است. و در دنیای امروز كشورهای پیشرفته و جوامعی كه در مسیر ترقی گام برمیدارند تلاش میكنند تا با فراهم نمودن زمینه مشاركت حداكثری شهروندان در اداره امور كشور و مدیریت داخلی و بینالمللی به مفاهیم مذكور عینیت بخشند. در كشور ما همواره دو قطب متضاد و متقابل با یكدیگر در تلاش بودهاند تا تعریف خود را به عنوان راهكار بنیادین برای رسیدن به نقطه مطلوب «وحدت عمومی» و «امنیت ملی» ارائه دهند. دیدگاه اول مبتنی بر تلاش بر وحدت و تأكید بر اشتراكات شكاف شیعه-سنی در كشور بوده است و بر این باور است كه برای ساختن آیندهای بهتر باید بدنبال راههای وحدت آهنین میان این دو مذهب در ایران بود. و دیدگاه دوم مبتنی بر انكار یا حداقل در حاشیه نگهداشتن اقلیت سنی در ایران میباشد چون بر این باور است كه شكاف شیعه-سنی و حفظ اختلاف میان این دو برای جامعه ایران و اكثریت مردم آن امری هویتبخش است و البته تجربه نشان داده كه دیدگاه دوم حداقل در امور اجرایی و رسمی و تبلیغاتی و رسانهای كشور بر دیدگاه اول غلبه دارد. بهمین دلیل با وجود تلاشهای برخی از علماء و اندیشمندان معتدل شیعه در ایران برای حفظ كانون وحدت و صرف هزینههای كلان برای راهاندازی مراكزی مثل «تقریب مذاهب اسلامی»، شاهد هجوم سهمگینی علیه عقاید اهل سنت از رسانهی جمعی، تبعیض اداری و حقوقی و سختگیریهای مذهبی و تنگنظریهای امنیتی هستیم. با اینجال مهمترین انتقادی كه به هویت و موجودیت اهل سنت در ایران وارد میشود، تعیین نقش دیدگاه آن را تحكیم امنیت ملی كشور است.
ئێمه کێین؟
(پێناسهیهک بۆ کاروانی باوهڕ- بێداری ئیسلامیی نوێ)
له ئامادهکردنی: باوکی سوههیب
وهناو خوا که دهههنده و دلۆڤانه
ئێمه کۆمهڵێک له موسوڵمانانین له «کوردستان»؛ زێدی باب و باپیرانمان سهرمان ههڵداوه، بهشێکین له رابوونی جیهانی ئیسلام و خۆمان به خزمهتگوزاری قورئانو سوننهت دهزانین. بانگهواز دهکهینو ئامانجو داوامان حاکمکردنی شهرعی خواو ژیان له سێبهری ئیسلامه؛ ههر بهو جۆرهی بۆ پێشهوامان محهممهد (صلی الله علیه و سلم) هاتۆته خوارو بهو شێوهیهی که پێشینیه ساڵحهکان (سلف صالح) بانگهوازیان بۆ کردوهو له ژیانیاندا به کردهوه رهنگی داوهتهوه؛ به جۆرێک که باوڕیی قووڵی پڕ به دڵییان پێیههبووهو تێگهیشتنێکی درووستی وایان ههبووه که ئاوهزو زهینیان بخهمڵێنێو شهریعهتێکیان پهسهند کردوه که ههموو ههڵسووکهوتو رهوشتیان کۆنترۆڵ بکات. شێوازی بانگهوازیان بۆ لای خوا رهنگدانهوهی ئهم ئایهته پیرۆزه بووه که دهفهرموێ: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة» بانگ بکه بۆ ڕێگهی خاوهنهکهت به لێزانینو به پهندو ئامۆژگاری جوان. ئێمه له ژێر تیشکی ئایهته پیرۆزهکانی قورئانو ژیانو سیرهی کردهییو سوننهتی پێشهوامان محهممهد (صلی الله علیه و سلم) بانگهواز دهکهین بۆ ئیسلام.
دیالۆگو ههڤپهیڤین لای ئێمه به شێوهیهکی مهدهنیهو له ڕیگای قانێعکردنو قهناعهت پێدانێکی ئهوتۆیه که پشت ئهستووره به بهڵگه، لۆژیکو بهڵگه هێنانهوه.
نویسنده: محمد ملازاده
بسم الله الرحمن الرحیم
«ربّنا تقبّل منّا انّک انت السّمیع العلیم وتب علینا انّک انت التّواب الرّحیم»
«ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هد یتنا وهب لنا من لّدنک رحمة انّک انت الوهّاب»
رو گردانی از حکم خدا یکی از انواع شرک جلی:
قبل از پرداختن به موضوع قسمت دوم این سلسله مقالات، اشارهای گذرا به چند نکته خالی از فایده نیست.
1- عنوان قسمت اول مقالهی بنده در سایت اصلاح «عقلشناسی فلسفی از منظر وحی و دین» درج گردیده بود در حالیکه عنوان پیشنهادی بنده برای مقاله «عقلگرایی فلسفی از منظر وحی و دین» بوده است و تفاوت میان این دو مقوله ملموس است چرا که هدف ما در این نوشتار توضیح و بیان مکتب عقلگرایی و مقایسهی آن با مکتب انبیا بوده است نه توضبح و تبیین عقل، و بیان معرفت و شناخت جایگاه آن، و اگر به این مطلب اشارهی شده تنها از باب ارائهی تعریف و رفع ابهام بوده است و بس.
ادامه متن
نویسنده: ماکوان
اغلب دینداران مدعی آنند که بسیاری از مشکلات موجود بشریت از آن روست که بشر حاکمیت خدا را وانهاده است و خود بر مسند حاکمیت تکیه داده است. همان چیزی که سید قطب، ابولاعلی مودودی و دیگران بر آن "جاهلیت" نام نهاده اند. اما آیا واقعا با تکیه بر حاکمیت خداوند این مشکلات محو می شود؟ این سؤال خود آغاز بسیاری از مشکلات نظری است، به آن خواهم پرداخت اما در فرصتی دیگر و مستندتر. اما به گمانم سؤال دیگری نیز وجود دارد که شایسته تامل است و آن اینکه این افراد خود چه جایگزینی برای حاکمیتهای امروزین پیشنهاد می کنند؟ در میان رهبران بیداری اسلامی تقریبا اغلب آنها به مدلی از حکومت دینی(اسلامی) پرداخته اند، برخی نیز چون سید قطب این کار را بیهوده می دانند. سید قطب معتقد است این سؤال اتلاف وقت و انرژی است، اگر راست می گویید به ما مملکتی بدهید تا در آن حکومت اسلامی راه بیندازیم آنگاه به شما خواهیم گفت حکومت اسلامی چگونه است(معالم فی الطریق). اما آنچه سید قطب می گوید جز گریز از پاسخ چیزی نیست، اولا گمان نمی کنم جز مدل حکومتهای صدر اسلام چیزی دیگر در نظر داشته باشد و ثانیا تشویش در نظر جز شکست در عمل نخواهد بود، آنکس که از پیش نمی داند در پی چیست، چندان آشکار نیست که سر از کدام ناکجا آباد در خواهد آورد. این همان چیزی است که برخی از اندیشمندان ایرانی درباره انقلاب 57 می گویند و آنچه مهدی بازرگان قیام جهالت در برابر استبداد خوانده بود.(مقالات جدید آقای مهاجرانی را ببینید.) لذا جواب این عده با سؤال حکومت جایگزین این است: حکومت خدا فقط.