نویسنده: محمّد ملّازاده- مهاباد
اشاره:
بر هیچ اندیشمند دینداری پوشیده نیست که در این ایام جریانات و اشخاص دارای تمایلات سکولار و شیفتهی «عقلگرایی منهای دین و وحی»، به عناوین گوناگون و روشهای مختلف درصدد حذف دین از فرایندهای اجتماعی و زدودن آثار آن از تمامی محورها و ابعاد زندگی، یا حداقل تحدید نقش و رسالت آن در ایجاد ارتباط روحی شخصی میان خدا و انسان- آنهم در داخل مسجد و معبد- هستند.
آنچه در این حرکت خزندهی دینستیزی و الحادپروری جای تأمل و در عین حال شگفتی است اینکه: برخی از منادیان این تفکر داعیهی دینداری داشته و سنگ دفاع از آنرا برسینه میزنند! و به قول خودشان با این ایدهی که برگزیده و روشی که در پیش گرفتهاند میخواهند دامن دین را از آلودگیهای که اطراف آنرا احاطه کرده است پاک نموده، قداست، پاکی، طهارت و معنویت آنرا بار دیگر بر قامت رعنایش بیاویزند تا از آلودگیها و بدعتها پاک گردد و بار دیگر صورت و چهرهی قدسی و خداییاش را بازیابد و از دایرهی محدود ایدئولوژی تنگنظرانه بیرون آمده پا به عرصهی «نسبیت» نهد و برای اینکه از «جزمیت» و «مطلقاندیشی ارتجاعی» رها گردد و به فضای تجربهی مدام تجدیدپذیر زادهی دانش «هرمنوتیک» قدم گذارد و در نهایت کسوت مقدس خدایی و ثابت و وحیانی بودن را برای همیشه از تن خود برکنده و دور اندازد و عبای انسانی و تجربی و عقلانی بودن را زینتبخش قامت همیشه تازه و نو خود گرداند و... عقلانی و انسانی کردن آن لازم و ضروری است، تا به قول این منادیان تحریر و تجدید دینی، دین با دنیای مدرن و سکولار منطبق گشته و از قافلهی کاروان تمدن و تکنولوژی عقب نماند!!؟ و اگر این آقایان به اصطلاح دیندار، در جمع ماتریالیستهای ملحد و سایر منکران خدا و رسالت و دین و وحی قرار گرفتند انگ ارتجاع نخورند و در جمع رفقا بگویند «دیانت ما عین الحاد شما است.»
به دیگر تعبیر: «اگر شما جدّیت و شهامت ابراز الحاد و تصریح به انکار دین را دارید، ما از باب اظهار تدین و ابطان کفر (نفاق) دنبالهرو نحله و طریقهی شما هستیم منتها از باب مصلحت این روش را برای دینستیزی خود بر میگزینیم و....»
آنچه در این حرکت خزندهی دینستیزی جای نگرانی و ملال است اینکه: گروهی از سر ناآگاهی از مبانی و ثوابت دین از سویی، و عدم آشنایی با کید و نیرنگهای اهل کفر و نفاق از دیگرسو، به این وادی در افتاده و در این دره سرگردان گشتهاند.
از آنجا که، در این روزها شاهد پخش و نشر کتب و مقالات گوناگون در زمینهی مورد بحث هستیم، که محتوای بیشتر این مقالات و نوشتارها نشخوار افکار فلاسفهی غربی است نه ابتکار و نوآوری در دانش و علوم بشری. از باب ادای دَین در قبال دین و اعتقادات اسلامیام، اقدام به تحریر این مطالب نمودم. هرچند نگارنده اذعان دارد ادای حقّ وافی و کافی این مطلب از توان حقیر خارج است، لیکن طبق مثل عربی «ما لایدرک کلّه لا یترک کلّه».
در این مقالهی مختصر، ابتدا؛ تعریفی از واژهی «عقل» و «عقلگرایی» ارائه میدهم. بعد به تبیین «جایگاه عقل در دین» میپردازم. سپس به، «نقد گرایش عقلگرا و اثرات منفی آن بر دین» ـ تا آنجا که خداوند توفیق دهد ـ همت میگمارم.
دوستان عزیزم سلام
سید قطب مرحوم در مقدمهی کتاب نفیس و ارزشمند "فیظلال القرآن" گوید: "الحياة في ظلال القرآن نعمة . نعمة لا يعرفها إلا من ذاقها . نعمة ترفع العمر وتباركه وتزكيه . والحمد لله .. لقد منَّ علي بالحياة في ظلال القرآن فترة من الزمان" زندگی در سایهی قرآن نعمتی است که تنها کسی آنرا میشناسد که طعم آنرا چشیده باشد... و شهید قرآن؛ ناصر سبحانی نیز در جایی گوید قرآن شأن نزول و سبب نزول جدید خواهد؛ نخست از لوح المحفوظ بر قلب مبارک رسول امین(ص) نازل شد و دگرباره باید از مصحفهای قرآنی موجود بر قلوب مؤمنان نزولی دوباره یابد، طبعاً مقصدش تکتک مؤمنان است نه جمع آنان، از سخن این دو بزرگوار میشود استنباط نمود که تجربهی دینی در فهم مفاهیم قرآنی و قرآن یک امر اختصاصی فردی است ولاغیر.
از شما چه پنهان؛ چند روزیست که تجارب جدیدی و فهم نویی نسبت به برخی از آیات قرآنی دارم که پیشتر از این دست تجربهها کمتر داشتهام، در مورد مفاهیمی همچون؛ ابتلا و بلا، صبر، توکل، قضا و قدر، مصیبت، ایمان، اذن خدا، کسب گناهان توسط انسان یا به عبارت راحتتر اختیار و ارداهی انسان، مؤاخذهی بالکسب، تأثیر انسان در جلب مصیبتها و ... سؤالاتی هم در ذهن و قلبم خلجان کرده است، راستی نظر شما در بارهی این مفاهیم قرآنی چیست؟ آیا مصیبت نتیجهی اعمال انسان است؟ رابطهی مصایب با اذن و مشیئت خداوند چیست؟ مفهوم دقیق صبر چیست؟ صبر با جبر چه رابطهای دارد؟ چگونه میتوان بر جبر محیط غلبه نمود؟ و سؤالات دیگر.
نظرتان در رابطه با آیات زیر چیست؟
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ ٱلْخَوْفِ وَٱلْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ ٱلأَمَوَالِ وَٱلأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ ٱلصَّابِرِينَ
الَّذِينَ إِذَآ أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا للَّهِ وَإِنَّـآ إِلَيْهِ رَاجِعونَ
أُولَـئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ
آیات ۱۵۵-۱۵۷ سورهی بقره

امام شهید حسن البنا، مسئولیتهای دعوتگران گرویده به حركت جهانی اسلام را در «رسالة التعالیم» در سی و هشت اصل به صورت كوتاه بیان فرموده است، اصولی كه با همهی جوانب زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی انسان در ارتباط مستقیم میباشد.
ایشان میفرماید، ایمان و اعتقاد شما برادران به این بیعت و پیمان، به معنی احساس مسئولیتهای زیر است، تا بتوانی در برپایی كاخ باعظمت اسلام نقشی را ایفا نمائی.
1. در رابطه با قرائت قرآن، برنامهی روزانهای را در حدّ یك جزء داشته باشی. البته بهتر آن است كه، ختم آن از یك ماه بیشتر به طول نینجامیده واز سه روز هم كمتر نباشد.
2. در بهتر نمودن قرائت قرآن، و شنیدن و اندیشیدن در معانی آن تلاش كن. در روش زندگی رسول خدا(ص) و سرگذشت گذشتگان نیكوكار(سلف صالح) تا جائی كه وقت به شما اجازه میدهد. تحقیق و مطالعه كن، و حداقل كتابی كه در این زمینه لازم است مطالعه شود، كتاب حماة الإسلام[1] است. فرمودههای رسول خدا را بسیار مطالعه كن، بهتر است حداقل چهل حدیث از احادیث صحیح را حفظ كنی، و اربعین امام محیالدین نووی(رح) بسیار مطلوب است. مطالعه و مدارسهی دو رساله یكی در اصول عقائد و دیگری در اصول فقه بسیار ضروری میباشد.
نویسنده: کاک احمد مفتیزاده -رحمه الله ورضی عنه-
منبع: پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
بسم الله الرّحمن الرّحیم
مقدّمه[1]: قضیه اجتهاد و تقلید همواره بعنوان یكی از مهمترین مباحث در بین هممسیران سایر علاقهمندان مطرحیت داشته است. و شاید ابهامات فراوانی نیز در پیرامون آن وجود داشته. یكی از اساسیترین این ابهامات و شبهات تعارضی بوده كه از موضع نظری و عملی «كاك احمد» فهم میشده. یعنی اینكه از سویی كاك احمد در نوارها و نوشتجات فراوانی توصیه مكرر به تقلید از مذهب حضرت شافعی برای منطقه ما كرده است و از سویی دیگر در بین آراء فقهی شفاهی و كتبی وی، فتاوایی، وجود داشته كه مذهب شافعی هماهنگی نداشته است.
بنابر این، این امر كه، كاك احمد خود شخصاً در قِبال مذهب چه موضعی دارد و نیز برای ما چه تكلیفی تعیین میكند، قضیهی بسیار مهمّی است كه ما بیش از این سؤال و جواب، اینگونه مفصّل و مستدلّ، بحثی در پیرامون آن نداشتهایم.
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
حدود دو هفته از مصادره آرای ملت و بلاموضوع شدن انتخابات در کشور که با واکنش گسترده مردم روبرو شد، می گذرد. در طول این مدت کودتا گران با اعمال تبلیغات استالینیستی همه جانبه کوشیده اند اذهان جامعه را از مسئله اصلی یعنی کودتا علیه مردمسالاری منحرف ساخته، موضوع را به اعتشاشات خیابانی و تخریب اموال عمومی از سوی اجانب تقلیل دهند. اما امروز با کاهش اعتراضات مردمی به تدریج شاهد تغییر تدریجی جهت حملات تبلیغاتی سازمانیافته از اهداف موهومی نظیر تروریستها و عوامل بیگانه و ... به سوی احزاب و تشکلهای سیاسی مخالف اقتدارگرایان و آشکار شدن دم خروس از زیر ردای گوبلزهای وطنی آشکار هستیم.
در پوشش تبلیغات فریب سهمگینی که کشور نظیر آن را به خاطر ندارد، شدت عمل علیه احزاب وتشکلهای سیاسی منتقد با ورود غیر قانونی و بدون حکم قضایی به دفتر مرکزی حزب مشارکت و ضبط کامپیوترها و دفاتر و اسناد و پلمب غیر قانونی دفتر مرکزی حزب آغاز شد و با دستگیری گسترده اعضای احزاب اصلاح طلب و منتقد ادامه یافت. در روزهای اخیر به رغم کاهش چشمگیر اعتراضهای مردمی در خیابانها روند برخورد با احزاب روز به روز شدت بیشتری می یابد. از جمله در روزهای اخیر دفتر انجمن مدرسین دانشگاهها توسط مأموران نظامی اشغال و بیش از هفتاد تن از اساتید مرد و زن عضو این تشکل سیاسی قانونی به جرم ملاقات عمومی با آقای میرحسین موسوی دستگیر و با توهین و اهانت و زدن دستبند به مکان نامعلومی منتقل شدند و تا امروز چهار تن از ایشان همچنان در بازداشت غیر قانونی به سر می برند.