مطالبات سنیها در انتخابات در گفت و گو با دکتر لقمان ستوده و ادریس پیرصاحب از اعضای «جماعت دعوت و اصلاح»
«توجه جدی نامزدهای اصلاحطلب به مطالبات اهل سنت»
سیدسراجالدین میردامادی
seraj.mirdamadi@radiozamaneh.com
با گرمتر شدن رقابت میان کاندیداهای دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری، موضوع حقوق و مطالبات اقوام و مذاهب نیز مورد توجه اکثر کاندیداها قرار گرفته است.
ابتدا از دکتر لقمان ستوده، عضو دفتر مرکزی جماعت دعوت و اصلاح که یک تشکل سراسری اهل سنت در ایران است پرسیدهام موضع چهار کاندیدای ریاست جمهوری در عرصهی رقابت نسبت به مسألهی اقوام و مذاهب را چگونه ارزیابی میکنید.
ما برای انتخابات دهم هم مطالبات را تدوین کردهایم. که نسبتاً تفضیلی بود. در این بیانیه تدوین مطالبات اصلیترین و مهمترین دغدغههایمان را که بخشی دغدغهی عمومی ملت ایران است و بخشی هم دغدغههای ویژهی اهل سنت به عنوان پیروان مذاهب و اقوامی که به این هویت قومی متفاوت از هویت رسمی تعلق دارند، بیان کردیم.
در آن بیانیه به طور موجز و خلاصه تحلیلی از شرایط فعلی کشور داده شده بود. همچنین در این بیانیه در درجهی اول به اهتمامات ملی پرداخته شده بود که برای ما هم موضوعیت برجسته دارند. بحث احترام به انتخاب مردم، بحث آزادیهای عمومی، آزادیهای فردی و بعد از آن هم مطالبات ویژهای که برای اهل سنت و اقوام قابل طرح باشد.
نویسنده: مولود بهرامیان
نام استاد فتحی یکن را همهی هم نسلان من و نیز همهی کسانی که با کتابها و بالاخص نام «ماذا یعنی إنتمائی إلی الإسلام» آشنایند و آنرا به صورت درس در مرحلهی شناساندن(تعریف) اسلام، مدارسه نمودهاند نامی آشنا و محبوب است. قریب ۱۶ سال پیش بود، در بحبوحهی ایام جوانی، طلبهای جوان و دوستداشتنی که بعدها با هم دوستانی صمیم و حمیم شدیم. در حجرهی مسجد بازار اشنویه مرا با فتحی یکن و کتابهایش آشنا نمود. فتحی یکن برای من و امثال من که از نسل دوم وابستگان فکری دعوت اسلامی در دورهی جدید در ایران و کردستان بودیم، نامی عزیز و دوستداشتنی و تئوریسینی بلامنازع در تفکر اسلامی بود. هرچند بعدها در اثر تغییرات طبیعی -تکاملی فکری و اندیشهای لختی با متدلوژی وی و با قرائت و برداشت وی از اسلام فاصله گرفتم، اما محبت دکتر یکن همواره در قلب من است و به مجاهدتها و تلاشهای ایشان در دعوت اسلامی احترام بسیار قائلم. دکتر یکن از نسل مصلحانی است که عظمت اسلام را در بازگشت به قرآن و سنت میدیدند و ضعف برنامهریزی و توسعهنیافتگی مسلمانان را ناشی از فقدان مدیریت صحیح میدانستند، وی با بحثهای تئوریک و فلسفی میانهای نداشت، برای وی که یک مربی مجاهد بود، تربیت مجاهد بیش از تربیت یک اندیشمند فلسفی اهمیت داشت. استاد یکن یک اسلامگرای سلفی مشربی بود که در حین آشنایی با تغییرات دنیای جدید و تکنولوژی جدید، آنرا به سان فاکتوری با اهمیت در خدمت اسلام و دعوت اسلامی میدانست.
دگر باره تکرار میکنم و حقشناسی وادارم میکند که اعتراف کنم به اینکه، دعوت اسلامی در ایران و هم نسلان من، وامدار نوشتهها و تلاشهای مجدانهی آن بزرگوار در زمینهی مسائل فکری و تربیتی هستیم. خدا ایشان را غرق رحمت فرماید. یادش گرامی باد.
از دوست گرامی و بزرگوار جناب آقای مولود بهرامیان که من را از نشانی اینترنتی فرم ثبت نام آموزش روزنامه نگاری آنلاین آگاه ساخت کمال تشکر را دارم.
در سایت روزنامه نگار، اطلاعات زیر در مورد این دوره آموزشی آمده است:
-ثبت نام و شرکت در کلاس های آموزش روزنامه نگاری ، کاملا رایگان است.
-دوره فشرده آموزش روزنامه نگاری به مدت سه ماه برگزار می شود که هر هفته سه جلسه کلاس آن فقط به صورت آنلاین برگزار می شود و کارآموزان پس از طی این دوره سه ماهه ، چنانچه بتوانند با موفقیت آزمایش های نهایی را پشت سربگذارند ، مدرک مهارت روزنامه نگاری دریافت خواهند کرد.
-شاید مهمترین شرایطی که برای علامندان روزنامه نگاری ضرورت داشته باشد این موارد باشد:شور و شوق / امکانات اولیه به عنوان ابزار کاری یک خبرنگار / پشتکار - اینها مهمترین شرایط است چون بدون آنها شما هرگز روزنامه نگار خوبی نخواهید شد. شرایط خاص دیگری وجود ندارد جز اینکه توجه کنید که داشتن ابزار و توان علمی به کارکرد شما بیشتر کمک می کند. به عنوان مثال کارکرد کسی که در دانشگاه تحصیل می کند بهتر از کسی است که تنها تا سوم راهنمایی تحصیل کرده است. یا اینکه کسی از امکاناتی مثل دوربین ، واکمن خبرنگاری و کامپیوتر شخصی استفاده می کند ، بهتر می توان کار کند.
-درس به درس نمره داده نمی شود. منتهی برای هر تمرین حروف : A,B,C,D داده می شود که در نهایت مجموع این حل تمرین ها در پایان هر ماه محاسبه می شود و با نمره امتحان پایان هر ماه اعلام می شود آخر هر ماه امتحان برگزار می شود.
منبع: مریوان گالری
جلیل بهرامینیا*
اجتماعی زیستن ، گو اینکه شرط لازم برای شکوفایی و پویایی کثیری از فضایل اخلاقی همچون عدالت ، حق طلبی ، مدارا ، احسان ، ایثار ، ظلم ستیزی و ... است ، اما کارکرد معکوس نیز دارد و امکان آلودگی به پاره ای رذایل انسان سوز و ویرانگر را هم فراهم می سازد؛ خطر خیزی این جنبه تا بدان جاست که به بیان قرآن ، اصالت در آن با زیاندیدگی است و دشواری های دین زُدای آن،بخش بزرگی از آدمیان را بازنده و زیانکار می سازد :« و ان کثیرا من الخلطاء لیبغی بعضهم علی بعض »؛
از این رو ، خیرخواهان بشر در پرتو درک واقعیت تعامل فرهنگ و ساختار اجتماع ، وجود بستر اجتماعی مناسب و سلامت فضای جامعه را یکی از اصلی ترین شروط ثمردهی فعالیت های اخلاقی و تربیتی ، شناخته و شناسانده اند ؛ در فضایی که بی توجه به ضرورت ترکیب نظام سیاسی از ترکیب اجتماع و بر خلاف عرف سیاسی و قانون اساسی ، هویت ملی و شرط بهرهمندی از فرصت ها و امکانات کشور ، عملا در انحصار دارندگان یک مولفه از مولفه های متنوع فرهنگ مملکت درآید و اقوام و مذاهب فاقد مذهب رسمی ، عملا برخورداری خویش را در تعلق یا تظاهر به هویت رسمی ببینند ، پیش از هر چیز قانون اساسی از جامعیت تهی می شود و واژه ملت از کلیت فراگیر خود خارج شده و به آن بخش خاص جامعه تقلیل می یابد و سپس ، دارندگان هویت های متفاوت ، در چشم حاکمان ، بیگانه و خطرناک و مستحق مهار و طرد جلوه می کنند و اعتراض طبیعی آنان برای بهره مندی از امکانات مشاع و حقوق اجتماعی ، نقض امنیت ملی و تهدیدی بر ضد یکپارچگی ، تحلیل و تبلیغ می شود و از قضا، منشا محدودیت ها و محرومیت های جمعیت چندین میلیونی ایرانیانِ اهل سنت را در همین نگرش نامناسب نسبت به حضور آنان در ساختار سیاسی باید جستجو کرد ؛ نگرشی که تاریخ را نه برای عبرت، بلکه برای انتقام ، مطالعه و تفسیر می کند , جامعه شناسی را به تأدیب تاریخ وا می دارد و حضور در سطوح مختلف قدرت را عملا به وانهادن نظری یا عملی هویت های غیر رسمی مشروط می سازد و با این کار از طریق الزام به گونه ای استحاله و تظاهر ، زمینه ساز مؤثر پیدایش یک بحران اخلاقی در میان صاحبان هویت های متفاوت می شود که علائم بالینی آن به خوبی در مناطق قومی ایران مشهود است و بخشی از آن نیز به ویژه در فصول انتخابات ، در گفته ها و نوشته های مربوط به وعده ها یا مطالبات بازتاب می یابد .تقسیم حقوق و فرصت های اجتماعی از روی نوع هویت قومی و فرهنگی،هم منشأ غیر اخلاقی دارد و هم پیامدهای غیراخلاقی از جمله:ترس،تظاهر، دورویی،ناامیدی،تنفر از خود و . . . و در هر دو حالت،محکوم است؛ بیانیه مهندس موسوی درباره حقوق اقوام ایرانی و اشارت رندانه آن عزیز به آیه مورد استناد شعوبیه دالّ بر یکسانی اقوام ونیز وجود تبعیض منزلتی ، فرهنگی و سیاسی در میان اقوام ، نوید بخش احیای نگرش انسانی سید محمد خاتمی و نشانگر بقای گرایش مشاع دانستن حکومت و درک ضرورت پلورالیستیک بودن نظام سیاسی به تبع تنوع نظام اجتماعی ، در میان بزرگان کشور است که مبنا و معنابخش امید نخبگان و توده های مناطق قومی به تحولات و جناح های داخلی است و همین است که بخش بزرگی از متفکران و فعالان این مناطق را دلبسته اندیشه کرامت آمیز مهندس موسوی ساخته و انگیزه ای در آنان ایجاد کرده است که به الزام اخلاق و با امیدواری ، به خیل همراهان « دولت امید » بپیوندند تا با کمک به برقراری دولت مدافع کرامت بشر و متعهد به تامین برابری فرصت ها و بازسازی منزلت اقوام ، یکی از اصلی ترین موانع رشد اخلاقی و ترقی معنوی شهروندان ایران را تضعیف یا رفع نمایند.
نویسنده: مولود بهرامیان
بیش از یکصد سال از انقلاب مشروطهی ایران که در بستر تاریخ سیاسی ایران و مبین عصر استبداد سنّتی و آغاز تکوین ساخت دولت مدرن مطلقه بوده است، میگذرد.
این انقلاب در اساس هدف اصلیاش تبدیل قدرت سیاسی خودکامه به قدرت مقید به قانون بود. با گذشت یکصد سال از این انقلاب، حکومت قانون، دموکراسیخواهی و جامعهی مدنی که مولود طبیعی چنین انقلابی بود، به گفتمان مسلط سیاسی در محافل فکری و سیاسی ایران تبدیل شده است؛ هرچند به جرأت میتوان گفت که لوازم عملی این گفتمان، به هیچ وجه چه در سطح قدرت و چه در میان تودههای مردم نهادینه نشده است.
انقلاب مردم ایران در 1357 نیز به نوعی تداوم و بازتولید ایدههای انقلاب مشروطه بود و از بین بردن خودکامگی، استقلال و آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی (تحت نفوذ پارادایم مسلط مارکسیستی) در محور کار انقلابیون قرار گرفت.
اندیشهمندان بر این باورند که وجود جامعهی مدنی نیرومند شرط اساسی دوام و استقرار دموکراسی است، جامعهی مدنی مجموعهی نهادها، انجمنها و تشکیلات اجتماعی است که وابسته به قدرت سیاسی نیستند، ولی نقش تعیینکنندهای در صورتبندی قدرت سیاسی دارند. به نظر بسیاری از نویسندگان، جامعهی مدنی یکی از پایههای اساسی و گریزناپذیر دموکراسی است. جامعهی مدنی وقتی قوام مییابد که نه تنها از قدرت سیاسی، استقلال داشته و خودمختار باشد، بلکه بر نهادهای دولت نیز اعمال نفوذ کند. جامعهی مدنی میباید دربرگیرندهی مجموعهای از حوزههای عمومی خودمختار باشد که در درون آنها، انجمنها و نهادهای غیر دولتی -مدنی بتوانند به امور خود سر و سامان بدهند و منافع اعضای خود را پاس دارند.
تهران- پایگاه اطلاعرسانی اصلاح
مهندس میرحسین موسوی در بیانیهای در مورد اقوام ایرانی بر خواستههای مشروع و قانونی اهل سنت و قومیتهای ایرانی تأکید نمود، در این بیانیه به خواستههای محوری اقوام ایرانی در سه محور اصلی «عدالت توزیعی در قدرت و ثروت» و نیز «برابری و مساوات اجتماعی و فرهنگی» پرداخته شده است.
موسوی بر ضرورت انکارناپذیر «بازنگری در مدیریت کشور نسبت به اقوام» تأکید نموده و خواستار اجرای کامل اصل19قانون اساسی در مورد قومیتها شده است. در این بیانیه همچنین، بر «دفاع از استقلال تعلیم و تربیت در مدارس دینی اهل سنت مطابق اصل 12 قانون اساسی» اشارهی مؤکد شده است. متن بیانیهی مهندس موسوی به شرح زیر است:
ادامه متن
روز سهشنبه 29/2/1388 علما و دانشآموختگان علوم دینی اهل سنّت کردستان در نامهای سرگشاده خواستههای جامعهی اهل سنت ایران را با رهبری انقلاب در سقز در میان گذاشتند.
اصل ماجرای مصوبهی شماره 613 شورای عالی انقلاب فرهنگی دربارهی ساماندهی مدارس علوم دینی اهل سنّت یران را از آبانماه86 با هم مرور میکنیم.
حوزههای علوم دینی در طول قرون متمادی توانستهاند نقش خود را در راستای تبلیغ و تعلیم دین مبین اسلام ایفا نمودهاند. یکی از بارزترین شاخصههای حوزههای علوم دینی-چه شیعه و چه سنی- پویایی و استقلال مالی، برنامهریزی آموزشی و اداری آنها بوده است. ناگفته پیداست که استقلال ذاتی و وابسته نبودن به قدرت دولتی، عامل مهمی در تربیت نخبهها و نقش آنان در تبلیغ و دعوت دینی علمای عامل در میان تودههای مردم بوده است.
از روزگارانی بلند در بین مسلمانان اهل سنّت «جامعة الأزهر» و در میان مسلمانان اهل تشیع، «حوزهی علمیهی قم» که توسط مرحوم شیخ عبدالکریم حائری(مؤسس) تأسیس شد، علمدار و واجد استقلال از دولت بودهاند. هنوز چند صباحی از روزهای خوش انقلاب ملت ایران نگذشته بود که با تأسیس نهاد غیرقانونی «مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور» استقلال ذاتی مدارس و حجرههای بیبضاعت، امّا مستقل و مردمی مناطق اهل سنّت مخصوصاً کردستان به طور نسبی خدشهدار شد. با این اوصاف علیرغم فشارهای موجود در مصوبهی 613 مورخهی 8/8/1386شورای عالی انقلاب فرهنگی در خصوص به اصطلاح ساماندهی مدارس علوم دینی اهل سنّت، استقلال مدارس علوم دینی اهل سنّت به کلّی زیر پا نهاده شده است.
بوکان- پایگاه اطلاحرسانی اصلاح
استاد قادر عبدالله زاده معروف به «قاله مهڕه» از هنرمندان توانای کرد که در زمینهی هنر فلوتزنی(شمشال) در این خطه از کشور فردی منحصر به فرد به شمار میآمد، روز پنجشنبه 31/2/ 88 در حالیکه بعد از بستری شدن در بیمارستان بوکان به بخش سی سی یوی بیمارستان منتقل شده بود، چشم از جهان فرو بست.
نوازندگی قالهمهڕه در زمینه شمشال برای هر قشر از جامعه کرد بسیار شناخته شده بود و آهنگها و نجواهای وی، همواره بسان موجی از احساسات وطندوستی برای مردم کرد پذیرفته و دلنشین بود. از این روست که کمتر کسی را میتوان نام برد که به آواز دلنشین قاله مهڕه گوش جان نسپارد و یاد و ایام شیرین و تلخ گذشته را برای وی زنده و تداعی نکند. کاک قادر از خانوادهای فقیر و ندار متولد و از کودکی به کار کشاورزی و چوپانی پرداخته است و به گفتهی خود وی از کودکی با فلوت (شمشال) همدم بوده است و هر جا و هر شهر و هر کوهساری و برای هر کسی شمشال مینواخته است، چون مردم دوست و به هنری که داشته علاقه زیادی داشته است و مردم نیز بدان اهمیت میدادند و وی را مورد احترام قرار میدادند.
ئاماژه: بهبۆنهی لهدایکبوونی کێژۆڵهیهکی ئیسک سووک که ئهمڕۆ ههینی له کاتژمێر ۹ی بهرهبهیانی ۱ی جۆزهردانی۱۳۸۸ههتاوی خوای گهوره پێی خهڵات کردینو لهگهڵ دایکیو دادیو کاکی ناوی «سۆلین»مان لێنا که به مانای؛ نهجیبزاده، ناوی گوڵێکو خونچهی نهپشکووتووه، شوکرو سوپاسی خوای گهوره دهکهینو هیوادارین "سۆلین"ه بچکۆلهکهی ئێمهش، له داهاتوودا وهکوو خوشکه سۆلین عهبدولحهمید ببێته مایهی شانازی بنهماڵهکهیو ببێته مرۆڤێکی به سوود بۆ کۆمهڵگهی کوردهواریمان. بهو هیوایه
دیمانه: تهها ئیسماعیل
ئهگهر بێتو تهماشای خێزانی کوردی بکهین، دهبینین یهکێک له سیفهته نیگهتیڤهکانی زۆربهی ئهندامانی خێزانی کوردی توڕهبوونه، زۆرجار له کاتی داواکردنی ماف یا بوونی کێشهیهکدا، ئهندامانی خێزان دوور له گفتوگۆی هێمنانه به توڕهیی قسه لهسهر کێشهکان دهکهن، جگه لهمهش ههندێک جار له توڕهبوون تێدهپهڕێت و دهگاته ئهوهی که ئهندامانی خێزان توندوتیژی بهرامبهر بهیهکتر بهکاربهێنن بۆ یهکلاییکردنهوهی کیشهکان، جا باوک و دایک بهرامبهر منداڵهکانیان، یاخود مێرد بهرامبهر به ژنهکهی، که ئهمهی دواییان له کۆمهڵگای کوردیدا رۆژ لهدوای رۆژ له گهشهسهندندایه.
بۆ قسهکردن لهسهر ئهم پرسانه، رۆژنامهى یهکگرتوو ئهم دیمانهیهی لهگهڵ بهڕێز (سۆلین عهبدولحهمید ـ شارهزا له بوارى گهشهپێدانى مرۆیى)دا ساز کرد.

بۆکان- ههواڵنێری کێلهشین
به داخو کهسهرێکی زۆرهوه رادهگهێنین که شمشاڵژهنی ناودار؛ هونهرمهندی مهزنی کورد قادری عهبدوڵڵازاده ناسراو به «قالهمهڕه» دوێنێ شهوی پێنجشهممه ۳۱ی گوڵان، کاتژمێر 11:30 به کاتی تاران له تهمهنی 84ساڵیدا به هۆی نهخۆشی له نهخۆشخانهی قولیپوری بۆکان کۆچی دوایی کرد.
یهکێک له ئهندامانی شوورای شاری بۆکان، هاوڕێ لهگهڵ پشت راستکردنهوهی ئهم ههواڵه، به ههواڵنێری کێلهشینی راگهیاند: "بڕیار وایه تهرمی مامهقاله سبهێنێ رۆژی شهممه له ڕێورهسمێکی بهشکۆدا له ناڵهشکێنه له تهنیشت گڵکۆی دۆستو خۆشهویستی مامهقاله؛ هونهرمهندی نهمر حهسهن زیرهک به باوهشی پاکی دایکی نیشتمان بسپێردرێ."
هێژای گوتنێیه که تهرمی ناوبراو ئێستا له ساردخانهی نهخۆشخانهدا ڕاگیراوه.
یادی به خێر و رووحی مهزنی به بهههشتی بهرین شاد بێو رێگاو هونهره جوانهکهی ههرمان بن.