پایگاه اطلاع رسانی اصلاح:ظالم و مظلوم واژههاییاند که خود به خود جنگ، کشتار، قتل عام ، گریه و فریاد و حسرت و غربت را در اذهان تداعی خواهند کرد. آنگاه که ظالمان برای توسعه بخشیدن به دامنهی قدرت خویش هر آنچه در توان دارند در حق مظلومان و ستمدیدگان انجام خواهند داد.
آنگاه که مظلومان خاک و وطنشان غصب میشود و دین و ناموسشان نیز مورد تعرض سیهدلان و سنگدلان قرار میگیرد. و شلیک گلولهها و توپها را نیز به اذای هر گونه دفاع و پاسخی قرار میدهند. آنگاه که راهی جز تقبل و یا قتل پیش رو ندارند. و آنگاه که قدرتمندان چپاولگر کشتار بی گناهان را تحسین و تمجید و تبریک و دفاع بی گناهان را تقبیح میکنند. آنگاه که قتل و عام بی گناهان دفاع از حقوق بشر! و دفاع مظلومان از خاک و دین و وطنشان فعالیت تروریستی قلمداد میشود.و...
امروز در گوشه و کنار جهان به ویژه در کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته صداها و نالههای کودکان بی پدر و مادر، و مادران و پدران بی فرزند به گوش میرسد؛ نالههایی که حاکی از اوج مظلومیت و محرومیت است که هر یک به گونهای تحت فشارهای سیاسی و نظامی و اقتصادی، و طبقاتی ناجوانمردانه استعمار و استعمارگران قرار گرفتهاند.
از آمریکای جنوبی گرفته تا کشورهای سومالی، چاد، اتیوپی، سودان، فلسطین، لبنان و کردستان ترکیه و سوریه، افغانستان، کشمیر، چچن و... هریک به نوعی با مشکلات کمرشکنی از این قبیل دست و پنجه نرم میکنند. اما از همه خطرناکتر و ناعادلانهتر و عجیبتر اینکه همهی این فشارها و ظلمها و تبعیضها تحت عنوان دفاع از حقوق بشر صورت میگیرد، مسئله مهمی که مظلومان و ستمدیدگان شب و روز چشم امید به وی دوختهاند؛ به این امید که سردمداران و حامیان آن و قدرتمندان حقوق بشر حقوق حقه آنها را پس دهند و یا اینکه دیگر حقوقشان را پایمال نکنند؛ اما کاملا بر عکس، بلکه امروز قدرتمندان ناجوانمرد آمده و با سوء استفاده سیاسی و اقتصادی از این مسئله حتی کشتن مظلومان و پایمال شدن حقوقشان را مشروعیت کاذب بخشیدهاند.
آمریکا به نام دفاع از حقوق بشر در چند دهه اخیر رژیمهای فاشیست ترکیه و عراق را علیه کردهای بیگناه تا دندان مسلح؛ و اسرائیل را با کمکهای مالی و نظامی و سیاسی علیه فلسطینیهای بیگناه حمایت میکند و همچنین مردمان بی گناه افغانستان و عراق را تحت همین عنوان زیر آماج حملات نظامی خویش قرار داده و...
ترکیه و سوریه تحت همین عنوان هر نوع سیاست نابخردانهای را علیه کردها اتخاذ مینمایند و...
شهروندان بی گناه فراوانی در واقعهی 11سپتامبر توسط ستیزه جویان ناشناسی به همین عنوان به کام مرگ کشیده شدند. اسرائیل که نماد ظلم و ستم است کشتن هزاران و آواره کردن میلیونها فلسطینی و محروم کردن آنها از حق آزادی و حق انتخاب و... را با همین نام انجام میدهد و از هر اهرمی برای تحقق اهداف خویش استفاده میکند.
اسرائیل بعد از جریان انتخابات اخیر مجلس قانونگذاری و پیروزی چشمگیر حماس در فلسطین، سیاست جنگ طلبانه خود را هر چه بیشتر شدت بخشید و سرزمینهای اشغالی فلسطین را بیشتر آماج حملات وحشیانه قرار داد و جنایت فراوانی را در آنجا مرتکب شد اتحادیه اروپا و امریکا نیز تحولات اخیر فلسطین را سر آغاز قطع کمکهای خود اعلام کردند و علناً به اسرائیل جهت پیشبرد سیاست جنگ طلبانه خویش، چراغ سبز نشان دادند و رفتاری کاملا" غیر دموکراتیک در برابر انتخابات دموکراتیک فلسطین از خود بروز دادند و به جهانیان ثابت کردند که آنها طبل زنانی بیش نیستند، و تنها در چهار چوب منعف خویش از گزاره دموکراسی و حقوق بشر استفاده میکنند و جنایات خود را در همین راستا توجیه خواهند کرد در حالی که توجیه این نوع جنایتها و فشارها و... تحت عنوان دفاع از حقوق بشر، کاملا مردود و غیر حقوقی میباشد و جنایتی بس سترگتر است.
در آخر بیانیه حقوق بشر آمده که «هیچیک از مقررات اعلامیهی حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هریک از حقوق و آزادیهای مندرج در این اعلامیه را ازبین ببرد و در آن راه فعالیت بکند».
در اعلامیه حقوق بشر آمده که همه انسانها از لحاظ حقوقی و کیفری با هم مساویند اما در منطق اسرائیلیها و حامیان آن کاملا بر عکس، یک فرد در برابر 50نفر (یا هر آنچه خود خواهند) است یعنی خون یک یهودی مساوی است با خون 50مسلمان؟!. اسرائیل در واکنش به اسارت یک سرباز صهیونیستی به دست حماس حملات جدید و شدید نظامی را به نوار غزه آغاز کرد و بیش از 50فرد بی گناه را در طول این حملات به کام مرگ کشانیده، و تعداد زیادی(حتی بعضی از نمایندگان مجلس و کابینه دولت) را به اسارت گرفت یا اینکه جنایت و حملات نظامی آنها به مردمان بی گناه لبنان به خاطر اسارت دو یهودی به دست حزب الله لبنان... و حامیانش طبق عادت همیشگیشان این جنایتهای وحشیانه اسرائیل را به عنوان دفاع از حق خود توجیه کردند، و حتی حامیان به اصطلاح حقوق بشر امریکا و انگلیس، بیانیه شورای امنیت را راجع به عقبنشینی نیروهای اسرائیل از نوار غزه و لبنان وتو کردند.
آفرین و هزار آفرین بر شما منادیان و حامیان حقوق بشر! آفرین بر شما که اینگونه از یک اسیر صهیونیست دفاع میکنید و دنیارا از آن ظلم(!) و جنایت(!) با خبر میکنید و دههزار اسیر فلسطینی را اهمال کردهاید و از آنها ذکری به میان نمی آورید؟ شمایی که با هر ترفندی میخواهید ما را به پذیرش سیاست خویش وادارید.
مظلومان و ستمدیدگانی که با خون و با سرنوشت آنها بازی میشود، هرگز نباید فریب تبلیغات و ترفندها و سیاستهای قدرت طلبان بخورند و خود برای خود تصمیم گیرند و چشم انتظار رعایت حقوقشان از جانب این نوع قدرتها نباشند.
این عملکردها یک واقعیت دیگر را نیز برای ما روشن خواهد کرد و آنهم حیات ذلت بار دولتهای عربی و سکوت آنها در برابر این جنایتها است. سیاست استعمار جدید غربی کاری کرده که دولتهای عربی نتوانند حتی لفظاً نیز این جنایتها را محکوم نمایند و هر گز به فکر دفاع از هموطنانشان نباشند، و اینکه هیچ انگیز ش نه دینی، نه ملی و نه انسانی آنها را وادار به موضع شفاف و عملی نخواهد کرد.
آنها به جای اینکه در فکر راه حلی برای بحران موجود در جهان عرب باشند تنها در فکر عیاشی و فحاشیاند.
و بجای توسعه علمی و تکنیکی فقط در فکر توسعه شکم(!) خویشاند و بجای استقلال سیاسی و اقتصادی و... فقط در فکر راضی کردن اربابان و استعمار و استثمارگران خارجیاند، دولتهایی بی روح و ناکارآمد که توان هیچ تصمیمگیری از خود ندارند پس هیچ انتظاری جز این از دولتهای عشایری و فاشیستی عربها نمیرود.
اشاره: امروز در سایت "قرآنیان" این مطلب جالب را دیدم که توجه مرا به خود جلب نمود؛گردانندگان سایت قرآنیان دارای اندیشه توحیدی و موحدانه هستند.آنان نوشته اند:"اسلام آخرین دین الهی است و آشنایی با حقایق آن هر انسان با انصافی را وادار به تحسین واحترام می نماید. سایت قرآنیان سعی در معرفی گوشه ای از این حقایق دارد و به عنوان سرآغاز سخن مطالب زیر را تقدیم می نماید " ما نیز همنوا با آنها عین این مطالب را می آوریم:
۱) در اسلام هیچ کس جز خدای دادگر حاکمیّت مطلق ندارد وهیچ انسانی غیر مسئول و بالاتر از قانون نیست. حتی پیامبر خدا (ص) موظف به پیروی از وحی الهی و قوانین آن است.
إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ .1 لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ .2 وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ3
--------------------------------------------------------------------------------
۲) در اسلام معتبر ترین مدرک دینی قرآن است که متن آن عاری از خطا وتناقض در طول 23 سال بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده و بعد از گذشت بیشتر از چهارده قرن به دوراز تحریف به جا مانده است. بنابراین هر حدیث و روایتی که مخالف متن قران باشد از درجه اعتبار ساقط می گردد.
اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَان4
--------------------------------------------------------------------------------
۳) اسلام آیین رحمت واخلاق نیک است و پیامبر بزرگوار آن برای رحمت بر تمامی جهانیان و به کمال رساندن ارزشهای اخلاقی فرستاده شده است. بطور نمونه می توانید 30 نمونه از آموزشهای اخلاقی قرآن را درهمین سایت ، در قسمت مقالات و در صفحه پنجم مقاله قرآن در روزگار نو مشاهده فرمایید.
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ. 5
نوشته ی حاضر، تلاشی است در بازخوانی حوادث تروریستی منطقه بادینان و چگونگی بازتاب آن در جامعه ی كردستان و بیان ضرورت چاره جویی جهت جلوگیری از تكرار چنین حوادث غیرانسانی. در شهر »دهوك« مسئولین حزب اتحاد اسلامی كردستان (یه كگرتووی ئیسلامی كوردستان) با استاندار و مسئولین حكومتی منطقه تماس گرفته و بیان می كنند كه بنا به گزارش و خبرهای دریافتی، عده ای آشوبگر اجیر شده در صدد حمله به ستاد و مراكز تبلیغاتی این حزب هستند. اما مسئولین وقوع چنین حادثه ای را با وجود مامورین امنیتی منتفی دانسته و به آنها اطمینان می دهند كه امنیت و آسایش آنها را تامین خواهند كرد. هنگامی كه آشوبگران به نزدیك ستاد تبلیغاتی حزب اتحاد اسلامی كردستان می رسند، مسئولین این حزب با مقامات امنیتی تماس می گیرند و جریان را برایشان بازگو می كنند. پس از مدتی مامورین امنیتی در محل حاضر می شوند اما به جای تلاش برای كنترل و عادی سازی اوضاع، خطاب به مسئولین حزب اتحاد اسلامی كردستان می گویند كه: ما نمی توانیم هیچ كاری انجام دهیم و شما نیز چاره ای ندارید، جز اینكه تسلیم خواسته ی معترضین (تخلیه ستاد تبلیغاتی و پایین كشیدن پرچم كردستان) شوید. بدین ترتیب بین آنها مشاجره لفظی شروع می شود. در این اثنا یكی از مامورین امنیتی با اسلحه ی كمری خود، دو نفر از اعضای حزب اتحاد اسلامی كردستان را به نام های »مشیر احمد« و »عصمت احمد« به شهادت می رساند و یك نفر دیگر را هم زخمی می كند. آشوبگران اجیر شده نیز در برابر دیدگان مامورین امنیتی! و چشم پوشی و حمایت ضمنی آنها، با سنگ و چماق و ... به ساختمان مورد نظر حمله می كنند و پس از شكستن در و پنجره ها و غارت وسایل و اموال، ساختمان را به آتش می كشند و مامورین نیز بقیه ی اعضای حزب اتحاد اسلامی كردستان را - كه بعضی از آنها هم زخمی بودند - دستگیر و روانه ی زندان می كنند. لازم به ذكر است كه نگهبانان ساختمان مورد نظر قبلا به بهانه ی جلوگیری از بروز خشونت، خلع سلاح شده بودند. همزمان با این حادثه در شهر »زاخو« هم پیشمرگان(!) مسلح با شلیك آرپیچی، پرتاب نارنجك و تیراندازی ستاد انتخاباتی حزب اتحاد اسلامی كردستان را مورد حمله قرار می دهند و دو نفر را شهید و تعدادی را نیز زخمی می كنند و بقیه ی اعضای حاضر در ستاد را دستگیر و روانه ی زندان می كنند. به دنبال آن، آشوبگران وارد ساختمان شده و پس از شكستن در و پنجره و غارت اموال، آن را به آتش می كشند.
اين طرح با نظارت عضو پيوستهی مؤسّسه؛ آقای رحمان مرادی در زمين فوتبال دبيرستان استقلال شهرستان بوكان با شركت 12تيم برگزار شد. و در نتيجهی آن، تيم كوردستان در ردهی سنّی 9-13 سال و تيم شهپۆل در ردهی سنّی 14-17 سال به مقام نخست دست يافتند.لازم به ذكر است كه قبلاً طیّ فراخوان عمومی از تيمهای فوتبال محلّهی مذكور و محلّههای همجوار برای ثبتنام دعوت به عمل آمده بود كه بعد از خاتمهی مهلت تعيينشده 12 تيم ضمن ثبتنام در مسابقاتی كه در روزهای 27لغايت30 تيرماه به صورت فشرده برگزار شد؛شركت نمودند.
شايان ذكر است بنا به تصميم هيئت مديرهی مؤسّسهی عرفان روز سهشنبه 3/5/1385 در سالن آمفی تئاتر ادارهی فرهنگ و ارشاد اسلامی در ضمن مراسمی با حضور همهي تيمهاي شركتكننده، از تيمهای برتر تقدير به عمل میآيد. مؤسّسه از همكاری مدير دبيرستان استقلال بوكان به خاطر در اختيار قرار دادن زمين بازی نهايت تشكر را به عمل میآورد.
براي ديدن عكسهای بيشتر اينجا را كليك كنيد.
هفتهنامهي پيام كردستان شماره ۳۲- تيرماه ۱۳۸۵
توسعه ي فرهنگي،رابطه ي مستقيمي با بالارفتن سطح دانش مردم مخصوصا خوانندگان مطبوعات دارد. از نتايج اين رابطه مي توان به افزايش توقع و انتظارات جامعه از مطبوعات و رسانه هااشاره كرد كه به صورت روزافزوني طالب خبرهاي جدي و كامل در زمينه هاي مورد علاقه بشر امروز بروز مي كند. بر اين اساس ، اشتغال به دنبال كردن رويدادها و وقايع سياسي– اجتماعي،دريافت و شناخت درست آنها و تحليل و تفسير كارشناسانه از سوي مطبوعات و نويسندگان از وظايف ذاتي مطبوعات و روزنامه نگاران است.
اولين شرط فعاليت مطبوعات ، وجود آزادي مطبوعات است.كه در غير آن روزنامه نگاري و آثار ونتايج آن نيز وجود نخواهد داشت.مسئله ديگر وجود فرهنگ نقد در جامعه است.هر اندازه فرهنك نقد در جامعه پيشرفت كرده باشد ، به همان اندازه نيز اهداف آگاهي دهنده مطبوعات تخقق مي يابد. واضح است كه آزادي مطبوعات مانند ساير زمينه هاي آزادي، مطلق و نامحدود نيست. به عنوان مثال يكي از محدوديت هاي آزادي مطبوعات آن است كه از ورود به حيطه هاي فردي و شخصي زندگي افراد مي بايست خودداري نمايند(عملي غير اخلاقي تلقي مي شود). اما در حوزه هاي عمومي در سطح قدرت سياسي (دولت)يا اجتماعي (جامعه ي مدني) ، مطبوعات براي حفظ و دفاع يا ترويج حقوق عمومي ؛ مي توانند به انعكاس اخبار، رويدادها وتحليل و تفسير آنها بپردازند.اينجاست كه بسياري از مسايل و مشكلات ،محدوديت هاو فشارهاي قانوني و فرا قانوني متوجه مطبوعات و رسانه ها مي شود.توقيف فله اي روزنامه ها در سالهاي گذشته ، از نشانه هاي وجود اين عدم تعادل در سيستم و تداوم عدم توسعه ي فرهنگي گشور ما بوده است.
| اشارهي نيشتمان: كليات متن اين مقاله مورد تأييد گردانندگان نيشتمان نيست.اين متن صرفاً جهت ايفاي وظيفهي اطلاعرساني در اينجا منتشر ميشود. |
امروزه يكي از مسائل مهم و مورد توجه جامعه بينالمللي مسئله حفظ و رعايت حقوق زنان و مرا عات تساوي حقوق زن و مرد و عدم تبعيض بر اساس جنسيت است ؛اين احساس مخصوصاً در ميان بسياري از زنها وجود دارد كه در طول تاريخ به زنان كه بخش مهمي از جامعهي انساني را تشكيل ميدهند؛ ستم روا رفته حقوق وشأن انساني آنها رعايت نشده و طبق عادات ،رسوم ، اعتقادات ،قوانين ومقررات در مورد آنان تبعيض ناروا اعمال شده است و حتي در دوران كنوني نيز با همهي پيشرفتهاي كه نصيب زنان شده وتحولاتي كه ايجاد شده باز هم در بسياري از موارد مورد ظلم و تجاوز وتبعيض قرار ميگيرند و شأن انساني آنها رعايت نميشود تا جائي كه يكي از نويسندگان زن در مقالهاي كه به مناسبت پنجاهمين سالگرد تصويب اعلاميهي جهاني حقوق بشر نگاشته به طنز يا از روي خشم وناراحتي عنوان مقاله خود را : آيا زنان انسان هستند؟ قرار داده و آورده است ؛آيا با اين همه تبعيضها ، خشونتها و تجاوزها كه در خانواده و اجتماع و بخصوص در هنگام جنگ و منازعات مسلحانه در مورد زنان صورت ميگيرد و همانند كالا مورد خريد و فروش قرار ميگيرند و وسيله سوء استفاده جنسي قرار ميگيرند باز هم ميتوان گفت زن انسان است ، و مشمول حكم كلي مقررات اعلاميهي جهاني حقوق بشر كه انسان را به عنوان انسان داراي حق ميشناسد و همه را در برخورداري از حقوق ،مساوي ميداند ، قرار ميگيرد ؟
به خۆشحاڵییهوه ههواڵمان پێگهیشت كه ئاغایان سمایلی ئهدیب حیسامی،موسا ئهسلانی،عهلی رهسوڵنێژاد و خالید چووبینه كه ماوهیهك بوو له زیندانی گشتی شاری بۆكان دا به تاوانی ههبوونی گرفت له گهڵ مهلای یهكشهوه و پێكههڵاچوونیان له مانگی گوڵانی رابردوو گیرابوون؛له دادگای گشتی بۆكان بێتاوان ناسران و له ئاكام دا ئازاد كران.
نقدى بر نظريه احياى پروژه شريعتى
ناصر صباغى
بخش پايانى
شرق:افكار و انديشه هاى كسى چون دكتر على شريعتى امروزه نه در حوزه معرفتى و نه در حوزه شناخت منطق موقعيت امروز انسان ايرانى توان و امكان كمترين راهگشايى را نداشته و بهتر و شايسته تر آن است كه انديشه ها و عقايد آن مرحوم را آسيب شناسى جدى كنيم تا شايد گروه ها و تشكل هايى كه به خود نام و عناوين متناقض نماى روشنفكر دينى و ملى- مذهبى نهاده اند از اين به قول پوپر اسطوره چارچوب كه گرفتار آنند رها شده و بتوانند در وانفساى سياسى، اجتماعى حال حاضر كشور تاثير سازنده بگذارند.
دكتر على شريعتى با انديشه ها، فعاليت ها و مبارزاتش سهم شايسته اى در وقوع انقلاب اسلامى دارد و بايسته است كه همواره از او و رنج هايش ياد شود و اما آنچه بيش از همه لازم و درخور است اينكه آرا و نظرات آن مرحوم مورد نقد واقعى هم قرار گيرد
|
نكته
چكيده استدلال ابن رشد در باب وفاق دين و فلسفه چنين است: الف- شريعت حق (حقيقت) است. ب- نظر فلسفى و برهانى از دستورات و واجبات شرع است. ج- واجبات شرع، حق است. د-پس نظر فلسفى (فلسفه) حق است. هـ- حق ضد حق نيست بلكه موافق و گواه آن است. نتيجه: پس فلسفه ضد شريعت نيست بلكه موافق با آن است.
ابوالوليد محمد بن احمد بن رشد (متولد ۵۲۰ هـ در قرطبه) يكى از فيلسوفان بزرگ و نامدار عالم اسلام و بلكه جهان علم و انديشه است اما در كشور ما متاسفانه به دليل اينكه روحيه فلسفى او با خط سير حكمت اسلامى در ايران سازگار نبوده (زيرا فيلسوفان ايرانى از غزالى به بعد گرايشى عجيب به تلفيق فلسفه و كلام و عرفان داشته اند) هيچ وقت آنچنان كه شايسته است به آرا و آثار وى نپرداختند و مورد بى مهرى قرار گرفت.۱
سياوش جمادى
حفظ وضعيت موجود، نسخ وضعيت موجود و اصلاح وضعيت موجود! كيست كه امروزه به صداى بلند مدافع اولى باشد؟ كيست كه امروزه در ملاء عام مدافع سومى نباشد؟ مى ماند نسخ وضعيت موجود. چيزى كه آن را نمى توان از قدرت هاى حاكم چشم داشت. اما توده ها نيز امروزه از انقلاب ها نگاهى ديگر دارند. بهاى انقلاب ها بيش از آنى بوده است كه به دست آورده اند. تكنولوژى و اقتصاد برتر را نمى توان يك شبه با جوى خون به چنگ آورد. تغيير دفعى فرهنگ به زور امريه ها و بوروكراسى پرهزينه و بيهوده دست يافتنى نيست. امروزه انقلاب هاى سرخ رنگ هاى ملايم ترى به خود گرفته اند. پس ظاهراً اصلاحات يعنى همان سومى چيزى است كه چه در جهان قدرت و چه در ميان توده ها به مراتب مدافعان بيشترى دارد. دولت هاى نوپا به هر نامى حتى به نام ستيزه با اصلاح طلبان داعيه اصلاح وضع موجود دارند و با نويد اين اصلاح يك چند زمام قدرت را به دست مى گيرند. امروزه عصر شاهان به سر رسيده است و دولت ها به آراى مردم نيازمندند.
آسيب شناسى فرهنگ ايرانيان
فريد مدرسى
اصلاح طلبان با سلايق و نگرش هاى متفاوت هرازچندگاهى گردهم جمع مى شوند و از هواداران خود نيز دعوت مى كنند تا مباحثى را يكى از نخبگان كه از قماش خودشان است، طرح كند. حسينيه ارشاد مركزى براى بيان اين مباحث البته با رويكردى براساس روشنفكرى دينى و طرح ديدگاه هاى كلان با محوريت متفكران نوانديش دينى است. زيرزمين مشهور يكى از ساختمان هاى خيابان سميه كه از آن جبهه مشاركت يكى از احزاب مدعى اصلاح طلبى است هم با اين نگاه هرازچندگاهى مباحث و جلساتى در آن برپا مى شود كه بيشتر از نوع بررسى مسائل سياسى روز است.

... ديگر از مرگ هيچ هراسي ندارم حتي اگر همين الان بيايد.
از اين زندگي بهره بسيار برده ام، منظورم اين است كه بدان بسيار
بخشيده ام.
چه بسا كه فرق نهادن بين «گرفتن» و «بخشيدن» بسيار مشكل است. آخر
در دنياي روح آن دو را معنا و مفهوم يگانه اي است. هرگاه چيزي بخشيده ام
در حقيقت آن را گرفته ام ؛ نه اينكه كسي چيزي به من داده باشد. منظورم
اين است كه من همان چيزي را كه بخشيده ام دوباره پس گرفته ام.
زيرا خوشحالي ام نسبت به آنچه بخشيده ام كمتر از شادي آناني كه آن را
گرفته اند نبوده است.
از مرگ هيچ ترس و وحشتي ندارم حتي اگر همين لحظه فرا رسد.
در حد توان خويش آنچه توانسته ام انجام داده ام. كارهاي بسيار زيادي است
كه اگر عمر به من اجازه دهد مي خواهم آن را انجام دهم اما اگر نتوانم حسرت
و پشيماني قلبم را نمي بلعد چرا كه ديگران انجامش خواهند داد. من
اطمينان كامل دارم آن كس كه بر اين دنيا نظارت دارد هرگز انديشه و فكري را
كه شايستگي ماندن دارد ضايع نمي كند؛ آنچه كه من در نظر دارم اگر
شايستهي زيستن است هرگز نخواهد مرد(1)
--------------------------------------
(1) قسمتي از متن نامه اي كه شهيد سيد قطب قبل از اعدام – سال 1966م- براي خواهر اديبش « امينه قطب» ارسال كرده است. و اولين بار آن را مجله «الفكر» چاپ تونس در شماره 6 مارس 1995ميلادي منتشر كرده است.این نامه به قلم جلال معروفیان ترجمه و به وسیله نشر احسان به زیور طبع آراسته شده است.
منبع: آبي سفيد قرمز
موسسه ملى مطالعات اسلامى با هدف ايجاد بسترى براى شناخت و درك بهتر دين اسلام، از سوى دولت استراليا در اين كشور تاسيس مى شود. به گزارش مهر به نقل از اسلام آنلاين، آندرو راب دبير مهاجرت و امور فرهنگى پارلمان استراليا طى بيانيه اى اظهار داشت: اين موسسه مطالعات اسلامى مى تواند جوانان را يارى كرده تا نقش دين را در استراليا درك كنند. وى افزود: دولت هشت ميليون دلار براى تاسيس اين موسسه تحقيقاتى، آموزشى اختصاص داده است. واحدهاى آموزشى اين مركز موضوعات متعددى را به ائمه جمعه جوان ارائه مى كند و راهكار مهمى براى آموزش اسلام در بافت استراليا محسوب مى شود. راب اظهار داشت: اين موسسه كه در سال ۲۰۰۷ آماده بهره بردارى خواهد شد مى تواند بيش از ۳۰۰ دانش آموز را جذب و از علماى اعتدال گرا و برجسته سراسر دنيا دعوت به همكارى كند. اين موسسه تحقيقاتى، آموزشى بخش مركزى يك برنامه چهارساله است كه با هدف ترويج انسجام اجتماعى و هماهنگ اجرا مى شود. بر اساس اظهارات راب، اين موسسه ادغام جوامع مسلمان را مورد توجه دارد كه اين امر از اقدامات مهم پيشگيرى از افراط گرايى محسوب مى شود. روزنامه هاى سيدنى گزارش دادند اين موسسه با هدف شكستن موانع ميان جوانان مسلمان و مقامات رسمى، رفع تبعيض و ايجاد اعتماد دوجانبه تاسيس مى شود. اقليت مسلمان استراليا در حدود ۳۰۰ هزار نفر از جمعيت ۲۰ ميليونى اين كشور را تشكيل داده اند. تاكنون گزارشى درباره جايگاه مسلمانان استراليا در اين موسسه دولتى در رسانه هاى خبرى جهان منعكس نشده است. رهبران مسلمان پيشتر رويكرد دولت استراليا در برخورد با پديده افراط گرايى را مورد انتقاد قرار داده و اظهارات نخست وزير اين كشور را مبنى بر جاسوسى در مساجد و موسسه هاى اسلامى تقبيح كردند. كارشناسان اعتقاد دارند سياست داخلى دولت استراليا در وضع قوانين ضدترور، اقليت هاى قومى و دينى را مورد كم توجهى قرار داده است.
سلسله مراتب و قدرت در تاريخ تمدن ها
شرق: چهارمين كنفرانس بين المللى «سلسله مراتب و قدرت در تاريخ تمدن ها» از ۱۳ تا ۱۶ ژوئن ۲۰۰۶ در مسكو برگزار شد. برگزار كننده اين همايش، مركز مطالعات تمدنى و منطقه اى انستيتوى مطالعات آفريقايى در فرهنگستان علوم روسيه بود. در اين كنفرانس كه با شركت نزديك به ۱۵۰ سخنران از ده ها كشور و دانشگاه جهان تشكيل شد، ۲۰ پانل مختلف به صورت موازى به مدت ۴ روز به بحث و تبادل نظر ميان انديشمندان درباره محورهاى اصلى همايش اختصاص داشت. از مهم ترين محور هاى اين همايش مى توان به موارد زير اشاره كرد: انسان شناسى اروپا، جهان وطن گرايى، ملى گرايى، اروپا به مثابه يك تماميت سياسى و فرهنگى، سلسله مراتب و قدرت پيش از انقلاب ها، حقوق بشر در تاريخ تمدن ها، تفسير خشونت، رسانه هاى مدرن در حوزه عمومى، فرهنگ هاى شبكه اى، قدرت و هويت در جوامع چند فرهنگى و... اشاره كرد. در اين كنفرانس همچنين ناصر فكوهى درباره «ساختارهاى قومى ايران و امكانات اقتصادى بالقوه براى توسعه بازارهاى مصرفى فرهنگى قومى جديد» در چارچوب پانل قدرت و هويت در جوامع چند فرهنگى سخنرانى كرد.

مجموعه سخنرانيهاي دكتر يوسف القرضاوي در مورد مسائل اخلاقي و مسائل اسلامي ديگر
براي شنيدن سخنراني بايد نرم افزارReal One Palyer را بر روي سيستم نصب نماييد.
براي شنيدن سخنرانيها اينجا را كليك فرمائيد.
|
ضؤنيةتي كردنةوةي ذوور لة ثالتاك | ||
|
(نقدي بر مقالهي« لهبيرهوه بۆ كردهوه ») دكتر عبيد رحماني
نويسنده: عثمان عباسي
منبع: سايت نيشتمان
رسانههاي آزاد را يكي از اركان جوامع دموكراتيك ميدانند ؛ چون به حقيقت، نقش بسيار مهمي در نظارت بر قدرت و توزيعِ اطلاعات درميان همهي اقشار جامعه ايفا ميكنند. با وجود اين، امّا اگر تمهيداتي انديشيده نشود، ممكن است همانند ساير سازوكارهاي استقرار و تعميق دموكراسي مورد سوءاستفاده قرار گيرند. همهي ما ميدانيم كه بدون انتخابات، دموكراسي هيچ معنا و مفهومي نخواهد داشت ، ولي همين انتخابات را يكي از آفتهاي بسيار مهم در راه استقرار دموكراسي قلمداد ميكنند؛ چون ميتوان ذهنيت تودههاي مردم را با تبليغات بسيار سنگين و فريبنده مشوّش نمود، از تعصّبات قومي و نژادي براي حذف رقيب از صحنه سود جست، آراء اقشار فقير و كم درآمد را خريد و... ؛ آن گاه با اتكا به چنين قدرتي كه اين گونه به دست آمده است ، دهان مخالفان را بست و استبداد حزبي را به نام دموكراسي به خورد مردم داد.
رسانهها(مخصوصاً تلويزيون ) نيز براي دموكراسي چون شمشيري دولبه هستندكه اگر به درستي مورداستفاده قرار نگيرند و از سوي روشنفكران مورد نقد و نظارت دقيق و مستمر قرار نگيرند، مُخِلِّ روند اسقرار و تعميق و گسترش دموكراسي خواهند بود و به قول "نيل پُستمَن" فرهنگ عوام پسند و روزمرّه را به جاي فرهنگ اصيل و واقعي يك جامعه مينشانند و همين امر به تدريج موجبات سقوط و اضمحلال يك تمدن را فراهم ميآورند.به نظر او يكي از خطرات بسيار جدي و كُشندهي رسانههايي (چون تلويزيون و ماهواره) اين است كه براي آن چه ميگويند و منتشر ميكنند، خود را ملزم به ارجاعِ بينندههايشان به منابع و رفرنسها نميدانند و صِرف پخش و انتشار يك موضوع و مطلب از كانال تلويزيوني، ميتواند به عنوان يك سند تلقي شود و مورد استناد ديگران قرارگيرد( زندگي در عيش، مردن درخوشي؛ ترجمهي صادق طباطبايي، چاپ چهارم؛ انتشارات اطلاعات 1384) ولي يكي از تفاوتهاي بسيار مهم و اساسي تلويزيون با مطبوعات اين است كه ميتوان مطالب منتشر شده در مطبوعات را بارها و بارها خواند و به نقد و بررسي آنها نشست و از نويسندگان و ارباب جرايد در خواست ارائهي سند و مدرك نمود.
ترکهای سنّی آذربايجان غربی در شهرهای اورميه، سلماس و خوی زندگی می کنند. پراکندگی جمعيت آنان در گذشته به مهاباد، پيرانشهر، نقده و اشنويه نيز می رسيده است، که در نتيجه جنگهای مذهبی بين شيعه وسنّی که خونينترين آنها به دوره صفويه بر می گردد به کردها نزديکتر شده و به تدريج در بين آنها حل شده اند. جمعيّت آنها در سه شهر ياد شده نزديک به 200 هزار نفر است. در اين بين موقعيت جغرافيايی مناطق سنّی نشين از اهميت خاصی برخوردار است. مخصوصاَ قصبات بزرگی مانند "بالوو"، "قولونجو (قولنجی)"، "مياوا(مياوق)"، "گجين"، "کهريز"، "گول تپه"، "ولنده"، "ايستی سو"، "شکريازی"، "وردان" و ... که بعضی از آنها به تنهايی نزديک به 10 هزار سکنه دارند. تركهاي سني آذربايجان ترکی را خالصتر صحبت می کنند و لهجه اکثر آنان لهجه ای مابين ترکی آذربايجانی و آناتولی می باشد.
تركهاي سني آذربايجان از يك طرف تحت سياسيتهاي فارس سازي و شيعه امامي سازي دولت جمهوري اسلامي قرار دارند و از طرف ديگر در معرض اسيميلاسيون در ميان كردهاي سني مجاور ميباشندּ اعضای گروههای پژاک و پ. ک. ک. براي جذب تركهاي سني ساكن در مناطق استراتژيك در جوار مرز تركيه به خود٬ در آذربايجان غربی از تبعيضهای مذهبی سخن می گويند و از اتحاد سنّی مذهبها. اوايل انقلاب اسلامی ايران بسياری از آنها که ساکن روستاهای سلماس هستند و به آنها Küresünniگفته می شود، از طرف دولت مورد تهدید واقع شدند. آن موقع دولت ترکیه از آنها حمايت کرد. تعداد بيشتری از تركهاي سني آذربايجان به دليل اشتراکات زيادی که با ترکهای سني آناتولی دارند ترجيح می دهند نيم نگاهی به ترکيه داشته باشند. آنها به ترکهای آناتولی اعتماد بيشتری دارند در طی سالهای گذشته هزاران تن از ترکهای سنّی به ترکيه مهاجرت کرده اند.
در آذربايجان غربی تمام امتيازات داده شده براي اهل سنت به کردها تعلق گرفته است. ترکهای سنّی ساکن در اورميه مسجدی ندارند، آنها نماز جمعه در مسجد امام شافعی و با کردها اقامه می کنند. استخدام کردها در ادارات دولتی بيشتر شده و کردها به تدريج دربرخی از مناطق تركهاي سني -مناطقی مانند بند، ديزج سياوش و... که زمانی ترکهای سنّی ساکنين اصلی آن بوده اند- ساکن شده اند.
منبع: شنونیوز
منبع: سايت نيشتمان
ولاتحسبنّ الذّين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربّهم يرزقون فرحين بما آتاهم الله من فضله..
ئهمڕۆ یهكهمین ساڵوهگهڕی شههیدكردنی مامۆستای فرهزان "دوكتۆر موحهممهد مهعشووق خهزنهوی"ه كه به دهستیی جهللادانی ڕێژیمی بهعسی دژ به دین و كورد له كوردستانی ڕۆژئاوا له زیندان دا له ژێر شكهنجه ؛ گیانی له دهست دا .شههید بوونی ناوبراو بۆ جارێكیتر سهلماندی كه ئهستاندنی مافی چارهیخۆنووسین بهشێكه له دینداری زانا شۆرشگێرهكانی كورد وهكوو شێخ عۆبهیدوڵڵای نههری،حهزرهتی خانی،حاجی قادر،شێخ سهعیدی پیران،شێخ سهعیدی نوورسی،شێخ مهحموودی نهمر،پێشهوا قازی موحهممهد، كاك ئهحمهدی موفتیزاده ،مامۆستا رهبيعی،ناسر سوبحانی و سهدانی تر.
بێگومان شههیدكردنی كهسایهتی بهرزی وهكوو شێخ موحهممهد مهعشووق خهزنهوی زهربهیهكی كاریگهر و خهسارێكی گهوره بوو كه وه پهیكهری جووڵانهوهی ئاشتیخوازانهی گهلی كورد بۆ وهدهسهێنانی مافه زهوتكراوهكانی كهوت؛ بهڵام دڵنیاشین كه كووشتن و بڕینی زانایان و ههڵسووراوانی كورد ناتوانێ بهر بهو رهوته بگرێ؛بگره خێراتریشی دهكات .وێڕای مهحكووم كردنی ئهم جهنایهته داواكارین پهروهندی شههیدكردنی شێخ خهزنهوهیش وكوو تیرۆری رهفیق ئهلحهریری سهرۆك كۆماری پێشووی لوبنان بكرێته مهلهفێك بۆ لێكۆڵینهوهی ناونهتهوهیی و جهخت دهكهینهوه كه ههرچی زووتر بكووژانی ئهم كهسایهتییه بهرزهی كورد به سزای خۆیان بگهن.
له كۆتایی دا ئهم دوو بهیت شێعرهی مامۆستا هێمن دههێنینهوه كه له شێعری رقی پیرۆز دا فهرموویهتی:
دهمگرێ،ئهمما له گرتووخانه ڕقئهستوور ترم
لێم دهدا،ئهمما له سهر داوا رهواكهم سوور ترم
دهمكوژێ ،ئهمما به گژ جهللادهكهم دا دێمهوه
كوردم و ناتوێمــهوه،ناتوێمــــــهوه،ناتوێمـــــهوه
"هێمن" ۱۳۵۳
برادران و خواهران مسلمان!
قطعاً خبر دارید که کسانی با داعیه ی حمایت ودفاع از دین ومشرب وشخصیتهای محبوب ومورد قبول خود، به جرح وتخریب شخصيّت های ديني گذشته و حال پرداخته و ...
بعضی از مسلمانانِ زمان ما به گمان رهائی از تقلید محض و کورکورانه از هر مجتهدی منجمله مجتهدان « مدوّن المذاهب»، به چاه تقلید از مجتهد دیگری سقوط کرده اند، ....
بسم الله الرحمن الرحیم
شماره:6
تاریخ:8-4-1385
الحمدلله ربّ العالمين، والصلاة والسّلام علی خاتم النبيّين ورحمةً للعالمين سيّدنا و مقتدينا محمدٍ و علی آله و أصحابهِ المخلصين، و علی من تبعهم بإحسانٍ و تأدّب بآدابهم و تخلّق بأخلاقهم أجمعین.
مردم مسلمان و فهیم وآزاده ي کردستان! السّلام عليکم و رحمة الله و برکاته
در چند سال اخير به ويژه از ماهها پيش، به خلاف خير ومصلحت دين وملّت، از گوشه و کنار این سرزمین محروم ومظلوم صداهائی به گوش، و اقداماتی به چشم می خورد که دل هر دوستدار ملّت کرد و دین اسلام و اهل سنّت را به درد آورده، و زنگ خطر تفرّق، از هم گسیختگی وفروپاشی را می نوازد! آن هم نه مستقیم! از جانب دشمنان قسم خورده و کینه در دل پرورانده این مردم و مذهب و دین، بلکه از سوی اشخاص، جمعيّت ها وتشکّلهای خودی و داخلی و دوست! که به قول شاعر:
من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد!
فیلسوف بزرگ یونانی، ارشمیدس گفته است: « یک اهرم با طول کافی و جای مناسب برای ایستادن به من بدهید. آنوقت من زمین را هم حرکت خواهم داد.»
. . . . .
هفت نوع اهرم وجود دارد:
1-دانش دیگران:
نخستین اهرم، اهرم دانش دیگران است. انسان های موفق مانند صفحه رادار عمل می کنند، بررسی افق های زندگی شان، جستجو در کتاب ها، مجله ها، نوارها، مقاله ها و کنفرانس ها برای یافتن ایده ها و الهاماتی هستند که آنها را در دست یابی سریع تر به هدفهایشان یاری دهد.
2-انرژی دیگران:
دومین اهرم، استفاده از انرژی دیگران است. انسان های بسیار مؤثر همواره به دنبال راه هایی برای واگذاری و ارجاع کارهای کم ارزش به دیگران.
3-پول دیگران:
سومین اهرم، پول دیگران است. توانایی وام گرفتن از منابع مالی دیگران به شما امکان می دهد تا کارهای بزرگی را انجام دهید که اگر می خواستید هزینه آن را از منابع خودتان تأمین کنید امکان پذیر نبود.
4-موفقیت های دیگران:
چهارمین اهرم، استفاده از موفقیت های دیگران است. با مطالعه موفقیت های سایر مردم و سازمان ها می توانید کیفیت نتایج حاصله از کار خود را بسیار افزایش دهید.
5-شکست های دیگران:
پنجمین اهرم، اهرم شکست های دیگران است. بنیامین فرانکلین می گوید: « انسان می تواند قدرت تشخیص خود را بخرد یا آن را قرض بگیرد. اگر آن را بخرد تمام بهای آن را برحسب زمان و هزینه پرداخت می کند. اما با درس گرفتن از شکست های دیگران و بدون صرف وقت و هزینه در واقع این توانایی را قرض می گیرد.»
6-ایده های دیگران:
ششمین اهرم، ایده های دیگران است. برای ثروتمند شدن یک ایده خوب کافی است. هرچه بیشتر مطالعه، بحث و آزمایش کنید و بیشتر یاد بگیرید، بیشتر احتمال دارد به ایده ای برخورد کنید که پس از ترکیب با توانایی و منابع مالی تان از شما یک انسان موفق در رشته خودتان به وجود آورد.
7-ارتباط با دیگران:
هفتمین اهرم، اهرم ارتباط با دیگران است. هر کسی را می شناسید. افراد زیادی را می شناسید که بسیاری از آنها ممکن است برای شما مفید باشند. چه کسی را می شناسید که بتواند این در را باز کند و شما را به افرا مناسب معرفی کند؟
چه کسی را می شناسید که شما را در دست یابی سریع تر به هدفهایتان یاری دهد؟ یک معرفی به فردی کلیدی می تواند روند زندگیتان را کاملاً تغییر دهد.
. . . . . .
نو شدن سال، فرصتي براي تجديد قواست. اگر لازم است که تجديد نظري در رفتارهاي حرفه اي خود صورت دهيد. از اين فرصت طلايي که نوشدن طبيعت بع دست داده است استفاده کنيد.
متن نوشته فوق از کتاب تمرکز بر روي هدف نقل شده است
منبع:آچار فرانسه

خدیجه شمشادی
کارشناسی ارشد رشتهی فلسفه و حکمت اسلامی
باشگاه اندیشه ـ در باب ختم نبوت البته نظریات مختلفی در عالم اسلام عرضه گشته و متفکرین مسلمان نظریات مختلفی را در این خصوص بیان داشتهاند که از جمله میتوان به نظریات اقبال لاهوری اشاره کرد که در قالب بیان و نوشتاری ادبی و زیبا مطرح شده است. اقبال در باب تفاوت نبی و عارف ( و به قول وی مرد باطنی) چنین میگوید:
" مرد باطنی نمیخواهد پس از آرامش و اطمینانی که با تجربهی اتحادی (وصول به حق) پیدا میکند به زندگی این جهانی بازمیگردد. در آن هنگام که بنا بر ضرورت بازمیگردد بازگشت او برای بشریت سود چندانی ندارد، ولی بازگشت پیغمبر جنبهی خلاقیت و ثمربخشی دارد، بازمیگردد و در جریان زمان وارد میشود به این قصد که جریان تاریخ را تحت ضبط درآورد و از این راه، جهان تازهای از کمال مطلوبها خلق میکند. برای مرد باطنی آرامش حاصل از تجربهی اتحادی مرحلهای نهایی است، برای پیغمبر – بیدار شدن نیروهای روان شناختی او است که جهان را تکان میدهد. آن نیرو آن چنان حساب شده است که کاملا جهان بشری را تغییر دهد. در پیغمبر، آرزوی این که ببیند تجربهی دینی به صورت یک نیروی جهانی زنده درآمده، به حد اعلی وجود دارد. به این ترتیب بازگشت او نوعی از آزمون عملی ارزش تجربهی دینی او به شمار میرود ... پیغمبر را میتوان هم چون نوعی از خودآگاهی باطنی تعریف کرد که در آن « تجربهی اتحادی » تمایل به آن دارد که از حدود خود لبریز شود ... این اتصال با ریشهی وجود، به هیچ وجه تنها مخصوص آدمی نیست .... در دوران کودکی بشریت، انرژی روانی چیزی را آشکار میسازد که من آن را خودآگاهی پیغمبرانه مینامم.... آدمی نخست در فرمان شهوت و غریزه است ... و چون عقل تولد یافت، بایستی که آن را با جلوگیری از اشکال دیگر معرفت، تقویت کنند... چنان مینماید که پیغمبر اسلام میان جهان قدیم و جهان جدید ایستاده است. تا آن جا که به منبع الهام وی مربوط میشود، به جهان قدیم تعلق دارد و آن جا که پای روح الهام وی در کار میآید، متعلق به جهان جدید است... ظهور و ولادت اسلام، ظهور و ولادت عقل برهانی استقرایی است.رسالت با ظهور اسلام، در نتیجهی اکتشاف ضرورت پایان یافتن خود رسالت، به حد کمال میرسد و این خود مستلزم دریافت هوشمندانهی این امر است که زندگی نمیتواند پیوسته در مرحلهی کودکی و رهبری شدن از خارج باقی بماند. .."
|
اگر چه در دنيای امروز "دموکراسی" واژه ايست رايج، تعريف آن می تواند چالش انگيز باشد. اين سری مقالات ابتدا با ارائه يک نمای کلی به خواننده آغاز شده، و سپس عناصر خاص يک حکومت دموکراتيک را به موضوعات مجزا تفکيک می کند. هر يک از اين مقالات، انعکاس گر تفکرات اکثريت تئوريسين ها، و همچنين شيوه های رايج در بسياری از جوامع آزاد که هم اکنون تحت سيستم های حکومت دموکراتيک شکوفا می شوند می پردازد.
|
اشاره: متن حاضر حاصل گفتو گوي اكبر گنجي با استاد مصطفی ملکیان دربارة آثار مباحث كلامي – فلسفي جديد بر حوزههاي علميه، روشنفكري ديني، سنتگرايي، عقلانيت، سكولاريسم و … است که نخستین بار در سال ۷۶ در مجله راه نو انتشار یافت.
قبل از پاسخ به اين سؤال، دو نكته را بايد متذكر شوم. نكتة اول اين است كه وقتي از حوزويان سخن گفته مي شود، يا فيالمثل از روحانيون يا روشنفكران يا دولتمردان، بايد توجه داشته باشيم به اينكه، در اين گونه موارد، با ابهام معاني سروكار داريم اين قبيل الفاظ، الفاظي نيستند كه به لحاظ معنايي كاملاً واضح باشند. مثلاً وقتي كه ميگوييم: « حوزويان »، دقيقاً مرادمان چيست؟ چه كسي « حوزوي » است و چه كسي نيست؟ براي اينكه كسي را بتوان حوزوي تلقي كرد آيا بايد معلومات خاصي داشته باشد يا عقايد خاصي يا گرايش خاصي يا شأن و كاركرد اجتماعي خاصي يا … ؟ من، در اين گفت و گو، به هر حال، با همين ابهام سر ميكنم، ولي توجه دادن به اين ابهام، به نظرم، ضرورت دارد.
نكته دوم اين است كه شما هرگاه حكمي دربارة يك جمع، مثلاً حوزويان يا روشنفكران يا پزشكان يا مهندسان يا كارمندان يا كارگران، صادر ميكنيد، معمولاً هميشه استثناهايي دارد. بنابراين، وقتي حكمي را اظهار ميكنيد هم خودتان بايد به آن موارد استثنا توجه داشته باشيد و هم كسي كه ميخواهد از حكم شما انتقاد كند. منتقد حق ندارد كه انگشت بر آن استثناها بگذارد به هر حال، حكم ما دربارة يك گروه، حكم دربارة اكثريت قريب به اتفاق افراد آن گروه است. اگر موارد استثنايي هم وجود داشته باشند حكم ما را از اعتبار ساقط نميكنند، چون از اول هم حكم ما دربارة صد در صد افراد آن جمع نبوده، بلكه دربارة غالب افراد بوده است. بنابراين، در اين گفتوگو هم هر چه دربارة حوزههاي علمية ديني يا دربارة حوزويان يا روحانيان گفته شود بايد به اين موارد استثنا توجه داشت و ناقدان هم نميتوانند بر موارد استثنا انگشت بگذارند.
ايران ما - آنچه پيش رو داريد متن سخنرانی اكبر گنجي در مراسم دريافت جايزه قلم طلايی انجمن جهانی روزنامهها،در مسكو است كه توسط وي در اين مراسم قرائت شد.
همه ما آرزوی تحقق دنيايی انسانی را در سر میپرورانيم. اما دنيای انسانی، چگونه دنيايی است. بگمان ما، با بهرهگيری از انديشه كانتی و دستاوردهای تازه معرفتی در قرن بيست و يكم میتوان چارچوب مناسبی برای روابط انسانی در سطح داخلی و روابط بينالملل ارائه نمود.
بر اين مبنا:
الف- حقوق انسانی: از ديدگاه كانتی، انسان از آن نظر كه انسان است، صاحب حق است. عناوين ثانويهای چون جنسيت، نژاد، مليت، دين و مذهب، جهان اولی يا جهان سومی بودن، روحانی و غيرروحانی بودن، مقام سياسی داشتن و ... كسی را صاحب حق نمینمايد. فقط و فقط انسان بودن است كه آدميان را نسبت به يكديگر صاحب حق و تكليف میكند. از موضع كانتی، اهانت به روحانيون و مراجع دينی محكوم است، چون آنها هم انسانند. اما آن انسانشناسیهايی كه اصل واجد حق بودن انسان را رد میكنند، از جمله انواعی از انسانشناسیهای دينی، چنان فرض میكنند كه گويا فرد از آنجهت كه روحانی يا مرجع دينی است، و نه از آن جهت كه انسان است، صاحب حق است. در اين نوع از انسانشناسیها در عين حال «صاحب حق بودن» به معنای «از ديگران طلب كار بودن» تعبير میشود.
ادامه مطلب|
مصاحبه فریش نور** با دکتر عبدالکریم سروش مترجم: روح اله فرج زاده دکتر عبدالکریم سروش جامعه شناس و فیلسوف ایرانی، اندیشمندی مشهور، چه در ایران و چه در خارج از ایران، است. نوشته های زیادی از او هم به صورت کتاب و هم از طریق اینترنت منتشر شده اند. در ایران، او را یکی از طرفداران اصلاحات عرفی و متفکر رادیکال پروژه سیاسی اسلام می شناسند. در خارج از ایران نیز وی یکی از منابع الهام بخش بسیاری از روشنفکران مسلمان، دانشجویان و فعالانی است که با سوال «رابطه اسلام و مدرنیته» و «نقش روشنفکران مسلمان در جوامع اسلامی معاصر» روبرو بوده اند. نور: امروزه مطالب زیادی درباره چالشهای پیش روی روشنفکران مسلمان و جوامعی که در آن زندگی می کنند، به گوش می رسند. این موضوع چه جایگاهی در کارهای شما دارد؟ برای سالیان متمادی شما یکی از مهمترین اندیشمندان دنیای اسلام بوده اید که تلاش می کنند مسلمانان را تشویق به درگیری بیشتر با اندیشه های دیگر و چالشهای مدرنیته کنند. آیا ما مسلمانان هنوز هم درگیر مساله شناسایی مدرنیته هستیم؟ |
بنفشه سام گيس/روزنامه شرق
امروز مصادف است با نوزدهمين سالگرد بمباران شيميايی شهر سردشت. هفتم تيرماه سال ،۱۳۶۶ دقايقی گذشته از ساعت چهار بعدازظهر چهار نقطه از شهر مورد اصابت بمب های خردل قرار گرفت که بر اثر اين جنايت، بيش از هشت هزار نفر از شهروندان اين شهر کوهستانی جان خود را از دست داده يا دچار مصدوميت شدند. انتظار می رفت که با گذشت ۱۹ سال آنچه که می توان «مجادله» ناميد به پايان رسيده و آنچه که باقی مانده «ارزش و احترام» باشد. نه تنها مجادله ها پايان نيافته بلکه مردم سردشت دل آزرده اند، علاوه بر صدماتی که در طول هشت سال جنگ تحميلی ايران و عراق متحمل شده اند. فرصتی پيش آمد که به ياد روز هفتم تير که سالگرد بمباران شيميايی شهر سردشت بوده و به اشتباه يا به سهو، روز هشتم تيرماه سالگرد اين واقعه اعلام شده است با «عثمان مزين» دبير کميته حقوقی انجمن دفاع از حقوق مصدومين شيميايی سردشت گفت وگو کنيم.
• سردشت اولين شهری نبوده که در طول جنگ هشت ساله مورد اصابت بمب های شيميايی عراق قرار گرفته است. پيش از سردشت مناطق نظامی و غيرنظامی ديگری هم با بمب های شيميايی، بمباران شده بودند. چرا سردشت شهر مظلوم لقب گرفته است؟

(نگارنده اين مطلب، خود در جلسه سخنرانی گنجی حضور داشته است)
در تاريخ دوم ژوئيه ۲۰۰۶ اکبر گنجی به دعوت سازمان عفو بين المللی و گزارشگران بدون مرز، در خانه دموکراسی وحقوق بشر برلين حضوريافت. همان شهری که شش سال پيش در کنفرانسی به همت بنياد هاينريش بُل برگزار شده بود و به بهانه شرکت او در اين کنفرانس، هنگام بازگشت به ايران دستگير وبه شش سال زندان محکوم شد. وی پس از تحمل شکنجه های فراوان و دوران سخت محکوميت، که بيش از ۶۰ روز آن را در اعتصاب غذا بسر برد از زندان آزاد شد. فرصت خوبی بود تا از نزديک، از نقطه نظرات وی درباره مسائل مختلف ايران، منطقه وجهان آگاه شويم. آنچه که در زير می آيد گزارشی است از اين ديدار در برلين.
تحول دموکراتيک آيندهی ما بايستی تحولی در بينش و منش ما باشد، تا شجاع شويم، راستقامت و راستگو شويم، در عين پايبندی به ايدهی صلح از همهی تحميل ها سرپيچی کنيم، نهراسيم، تنگ نظر نباشيم و حتا در آنجايی که ضعيفيم، با شهامت و صفا و پايداری خود حقارت و دنائت دشمنان آزادی را بنماييم. ما بايستی در هر گام به پيروزی اخلاقی بينديشيم
در اين نوشته، فرض بر اين است که در ايران معاصر جنبشی برای انجام تحولی دموکراتيک در سامان سياسی و اجتماعی کشور وجود دارد. اين دگرگونیخواهی، که علیالفرض وجود دارد، البته يک «جنبش»است، و نه بيشتر، يعنی اقدام جمعیای است که تشکيلات منظم و کاملی ندارد و ترکيب آزادی است از افراد و گرايشها و جريانهای مختلف در داخل و خارج کشور. اين جنبش، تحولخواهیای است که نه انقلابیگری، بلکه اصلاحطلبی است. اصلاحطلبی آن صرفا در اين معنی است که شورشگر نيست، طرفدار اقدام نظامی از درون يا بيرون نيست و اين خواست يا ادعا را ندارد که با يک ضربت میتوان جهشی تاريخی را ممکن ساخت. درست در اين معنی، تحولخواهیای دموکراتيک است، دموکراتيک است چون معتقد است که اگر از انديشه و شيوهی عمل دموکراتيک نياغازيم، به دموکراسی دست نخواهيم يافت. اين جنبش، جنبش تحولطلبانه «ايران» است، نه جای ديگر. از اين رو، هم به جهت تحولطلبی دموکراتيکش و هم به جهت ايرانی بودنش خصوصياتی دارد و، به نظر نگارنده، بايستی به اعتبار درسگيری از تاريخ داشته باشد که من در زير برداشت خود را از آنها فهرستوار میآورم و اميدوارم با طرح آنها سهمی را در پيشبرد بحث در اين حوزه ادا کرده باشم:
اهود اولمرت، نخست وزير اسراييل، درخواست اسماعيل هنيه همتای فلسطينی خود را برای اعلام آتش بس دوجانبه و برقراری آرامش به منظور حل بحران جاری در نوار غزه رد کرده است.
آقای اولمرت تاکيد کرده است که تا آزادی بی قيد و شرط گلعاد شاليت، سرجوخه ارتش اسراييل که توسط سه گروه شبه نظامی وابسته به حماس ربوده شده است، حاضر به اعلام آتش بس با دولت فلسطينی تحت رهبری حماس نخواهد شد.
درخواست آقای هنيه برای اعلام آتش بس که همراه با ابراز علاقه وی به ايجاد آرامش پايدار در سرزمينهای فلسطينی است، و رد اين درخواست از سوی اهود اولمرت، می تواند فضای بين المللی را در روزهای آينده به نفع دولت خودگردان تغيير دهد.
نخستين واکنش های بين المللی به ربودن سرباز اسراييلی بيشتر معطوف به تقبيح رفتار شبه نظاميان وابسته به حماس بود و حتی تهاجم اسراييل به شمال نوار غزه محکوميت بين المللی چندانی در پی نداشت.

اشاره
شرق:نوشته حاضر ترجمه اى خلاصه وار از بخشى از كتاب «خداوند زيباست: تجربه زيبايى شناختى قرآن» نوشته دكتر نويد كرمانى است. عنوان اين بخش «Idee und struktur» (ص ۱۶۵-۱۴۹) است كه در آن به موضوع تنگناى مترجم در انتقال معنا و بار ادبى قرآن اشاره شده است. بخش اعظم اين نوشتار به نقش زبان عربى خاص قرآن در بيان معنا و ارتباط تنگاتنگ آن با ذهن و ضمير مسلمانان، به ويژه مسلمانان عرب و تاثير موسيقايى- زيبايى شناختى آن هنگام انتقال پيام اختصاص دارد. خلاصه اين مقاله قبلاً در روزنامه آلمانى «نويه سورشر سايتونگ» انتشار يافته است. نويد كرمانى متولد ۱۳۴۶ شمسى در آلمان، فارغ التحصيل دكتراى اسلام شناسى از دانشگاه بن (۱۹۹۸)، نويسنده و روزنامه نگار ساكن آلمان است. از وى تاكنون ده ها مقاله و نزديك به ده كتاب در حوزه مطالعات ايران و اسلام به زبان آلمانى منتشر شده است.
از زمان ابلاغ قرآن به وسيله پيامبر اكرم و طى تاريخ قرآن خوانى، مسلمان ها همواره گفته اند كه قرآن در واقع نه ترجمه شدنى است و نه قابل بازگويى به زبان نثر. محمدتقى شريعتى عالم ايرانى مى گويد: «به دليل انتخاب كلمات زيبا است كه هيچ كلمه قرآن را نمى توان با مرادف و مشابه اش عوض كرد مگر اينكه از زيبايى لفظى يا خصوصيت معنويش كاسته شود.» و با اين اظهارات اتفاق نظرى را كه تقريباً در هر زمان و مكانى بين علماى قرآن حاكم بوده بازگو مى كند. شريعتى سپس به «نظم كلمات و جمله بندى و تعبيرات خاص و در آخر به سبك و اسلوب قرآن» اشاره مى كند و تغييرناپذيرى آنها را گواهى بر منشاء الهى آنها مى داند (وحى و نبوت، ص۴۲۱). اين اظهارات، هر اندازه با جدل و احتجاج دينى همراه باشد، باز هم بر شيوه بيان قرآن مبتنى است و نشان دهنده درك عميق از زبان شاعرانه است.
ناقضين حقوق بشر هم نبايد شكنجه شوند

شرق:سياست ايالات متحده آمريكا در برابر «تروريسم» كه منجر به اعمال فشار عليه برخى از افراد بازداشت شده در زندان گوانتانامو شده، بحث شكنجه را بار ديگر در سطح بين المللى مطرح كرده است. البته تاكنون هيچ فرد يا نهاد معتبرى جواز اعمال فشار عليه زندانيان را با هر نوع اتهامى صادر نكرده، اما برخى از صاحب نظران امور امنيتى به ويژه در اسرائيل اعمال فشار عليه برخى از زندانيان را كه منجر به دريافت اطلاعات بسيار مهم از آنها شود، مجاز دانسته اند. اين مسئله خشم محافل حقوق بشر بين المللى را برانگيخته و بار ديگر، به بحث درباره ممنوعيت شكنجه در سطح بين المللى دامن زده است. براى روشن تر شدن اين موضوع، مصاحبه اى انجام داده ايم با دكتر محمد محمدى گرگانى استاد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبايى كه در پى از نظر خوانندگان عزيز مى گذرد.
ايرنا: دادگاه حقوق بشر اروپا در اجلاس روز پنجشنبه خود دولت تركيه را به اتهام «محاكمه غيرعادلانه نجم الدين اربكان» نخست وزير اسبق اين كشور محكوم كرد. به گزارش خبرگزارى «آناتولى» در اجلاس دادگاه شكايت اربكان عليه دولت تركيه طرح شد و مورد بررسى نهايى قرار گرفت. در اين اجلاس دولت تركيه به اتهام نقض مواد مرتبط با آزادى بيان و عقيده و نيز محاكمه غيرعادلانه محكوم شد. در سال ۱۹۹۸ ميلادى عليه اربكان به اتهام يك سخنرانى كه در سال ۱۹۹۴ در شهرستان بينگول ايراد كرده بود اقامه دعوى شده بود. دادگاه دياربكر در رسيدگى به اين پرونده، اربكان را به يك سال مجازات زندان و پرداخت جريمه نقدى محكوم كرده بود، لازم الاجرا است.
بخش اول
• مقدمه
كمتر موضوعى به اندازه نسبت اسلام با حكومت، ما به الاختلاف و محرك بحث و مناقشه ميان گروه ها و فرق مختلف مسلمانان بوده است هرچند صورت بندى موضوع اختلاف پيوسته تغيير كرده است. زمانى نزاع بر سر اين بود كه از ميان ياران درجه اول پيامبر چه كسى بيشتر صلاحيت سرپرستى جامعه مسلمانان را دارد و تعيين جانشينان پيامبر بر عهده مسلمانان (مهاجر و انصار، اهل حل و عقد و يا عامه مردم) نهاده شده است، اين مهم چگونه بايد انجام مى گرفت تا بتوان گفت مورد رضايت خدا و رسول بوده است. در يك مرحله بعد اين اختلافات به شكل گيرى دو نظريه عمده و متضاد درباره روش تعيين زمامدار و ملاك مشروعيت حكومت انجاميد. مطابق نظريه اول، اسلام مسئوليت تعيين زمامدار و شكل اداره جامعه را بر عهده مردم گذاشته و از آنان خواسته است تا اين مهم را با شور ميان خود فيصله بخشند. بر طبق نظريه دوم جانشين پيامبر و حاكم مسلمانان را خداوند تعيين كرده و در اين باره دستورات صريح به پيامبر داده است. لذا حق زمامدارى مختص كسانى است كه خداوند و پيامبر او آنان را به اين سمت برگزيده اند. و تنها حكومت اين اشخاص از مشروعيت دينى برخوردار است و حال آنكه در چارچوب نظريه اول تنها زمامدارانى كه با راى مردم و از طريق شورا، كه در كم و كيف و چگونگى آن هرگز وحدت نظر وجود نداشته است، برگزيده شوند از جنبه احراز آن سمت و نه الزاماً عملكرد و نوع تصميمات و قوانين مشروعيت دارند. هرچند در واقعيت تاريخى، از صدر اسلام تاكنون به هيچ يك از اين دو نظريه به طور كامل عمل نشده است. اكثريت خلفا و زمامداران سرزمين هاى اسلامى، مشروعيت خود را عملاً از عامل غلبه و زور (تغلب) اخذ كرده اند ولى همان ها هم در مقام توجيه نظرى و شرعى مقام و شأن خود را نهايتاً به يكى از اين دو مرجع خدا و رسول و يا بيعت و شورا نسبت داده اند.
وهرن له ماڵی دڵما کۆبنهوه
با تههلیله و زکرێک بکهین
له یادی تۆ خۆمان بکهینه ژیلهمۆ
بتۆێینهوه
هیچ کارگهیهک تواوهمان نهتوانێ سهر له نوێ دروست بکاتهوه
ڕشتهی یهکهم با فرمێسک بێت.
پریاسکهی دووهم با ئهوین بێت.
بوخچهی خهممان یهکاڵا بکهین
سهراپای تاوانهکانمان وورد بکهینهوه
پهتی سێداره ..
داری سێداره...
جهلا دهکانی به ردهم سێداره..
حاکمه شهرواڵ پیسهکانیش..
ئهوانیش له بوخچهی خهما..
سهر له نوێ کێڵهری خاکی ئهوان بین.
بڵندگۆی گریان ههڵکهن!
ئاوازی ههنسک با کۆرس بێ
نۆطهی ئاوازهکانیش، با ئهشکو حهسرهتی..
بێ باوکان بێ.!
که سێک نیه بپرسێت بۆ؟
پێشهکی
جیهانگیری فکرێکی کۆنه ، بهڵام دیاردهیهکی تازهیه وکۆکراوهی ههموو ئهو فکره به ناو پێشکهوت و خوازنهی گرتۆته خۆ لهگهڵ..ئهو پێشکهوتنه تهکنه لۆجیایه که ئێستا شاڵاوێکی بازاڕی جیهانی داگیر کردوه.
بهڵام ناوی جیهانگیری ناوێکی تازهیهو کراوه به کاڵاو بهباڵای ئهم بیره.
وه بڵاوبوونهوی ئهم بیره به فراوانی له سهرهتایی ساڵهکانی 90دهستی پێکرد له سهدهی بیستدا پهیوهندیهکی گۆڕاوی له ڕووی سیاسیهوه و ئابوری و کۆمهڵایهتی و ڕۆشنبیری ،بهقوڵی جیهان بهخۆیهوه بینیوه.
له ڕاستیدا پێمان خۆش بێت یان ناخۆش بێت کاریگهرێکی خستۆته سهر ووڵاتانی دواکهوت و لهڕووی پیشهسازیهوهبه ههمان شێوه ووڵاتانی به ناو ئیسلامی، خهڵکی موسوڵمان.
له ڕاستی دا جیهان گیری(العولمة) ڕاستیهکی حاشا ههڵنهگره له ڕووی پهیوندیهوه دهبێت ههموو لهڕاستیدا قوبوڵمان بێت.لهگهڵ ئهوهشدا جیهانگیری له دووجهمسهرهوه خۆی دهنوینێت..
ئهتوانین ناوی لێبنێن
یهکهم :پۆزهتیف(ئهرێنی)
دووههم:نیگهتیف(نهرێنی)
لهم ڕوانگهوه دهتوانین شی بکهینهوه.
ئهم شهو دڵم هۆرام ئاسا مل دهنێ
دهروێشانه لهگهڵ دهفدا هاواری دێ
هاوار بۆ گوڵ، هاوار بۆ بهرد
هاوار بۆ سنهوبهر..
هاوار بۆ دار مێوی سوتاوی خاکهکهم
ههر ههموویان زیکر دهکهن
له سهر شهخسی دارو پهردوی کوردستانه ڕووخاوهکام کۆبونهتهوه
زڕهی دهف و زهنگی سهنتور
ناڵهیان بۆ هۆرام دهچێت
به سرکهیی ئاسمان وا دادهپۆشرێت
له سهر چهرچه فی خاکه سهوزهکهم ڕادهکشێن
بيژن عبدالكريمى : هم روحانيت و هم غالب روشنفكران ايرانى بايد نگاه خويش را نسبت به يكديگر تغيير داده، يكديگر را نه به منزله دو جريان سياسى يا ايدئولوژيك بلكه به منزله دو پديده فرهنگى، تاريخى و تمدنى درك كنند كه ماهيت آنها را دو نوع «آگاهى و معرفت» تشكيل داده است، دو نوع معرفتى كه نشأت گرفته از دو فرهنگ و دو تمدن كاملاً متفاوت است. لذا نزاع و رويارويى سياسى و ايدئولوژيك روحانيت و روشنفكران بايد به منزله مواجهه و تقابل دو نوع فرهنگ، دو گونه تمدن، دو نظام اونتولوژيك و دو سيستم معرفت شناختى فهم شود. به همين دليل، نزاع ها و مواجهه هاى سياسى و ايدئولوژيك روشنفكران و روحانيون بايد تا سر حد يك پروژه فلسفى، يعنى پروژه اى وجودشناختى و معرفت شناختى ارتقا يافته، مسئله نسبت ميان روحانيت و روشنفكران در شكل اين مسئله صورتبندى شود كه ميان سطوح گوناگون آگاهى دينى و سنتى با علم و عقلانيت مدرن چه نسبت يا نسبت هايى امكانپذير است و آيا مى توان به نظامى تاليفى دست يافت كه دو گونه وجودشناسى سنتى و مدرن و دو سطح گوناگون معرفت سنتى و آگاهى مدرن را با يكديگر دربرگيرد.
در ضمن چند مطلب مهم را از روزنامه شرق امروز بخوانيد
مژگان ايلانلو: سرانجام تهديدهاى آمريكا مبنى بر حذف برخى از آيات قرآن مجيد در نسخ جديد منتشر شده به مرحله عمل رسيد و دو ناشر آمريكايى با همكارى چند گروه از مسلمانان عرب اقدام به تهيه و توزيع قرآنى جعلى به نام «فرقان الحق» در ميان جوامع مسلمان كردند كه متاسفانه اقدام قاطعى در مقابله با اين حركت صورت نگرفت و تنها به جمع آورى آن از برخى كشورهاى عربى اكتفا شد. دولت آمريكا كه پس از حوادث يازدهم سپتامبر به بهانه ممنوعيت متون ضديهودى، اقدام به حذف برخى از آيات قرآن در رابطه با يهوديان در كتب منتشر شده در آمريكا كرده بود توانست از تفرق و تشتت موجود در جهان اسلام بهره برده و كتابى به نام فرقان الحق را با عنوان جعلى قرآن مجيد به كشورهاى اسلامى وارد كند. اين كتاب كه به شخصى به نام «الصفى الهام» منسوب شده است توسط فردى به نام المهدى به انگليسى ترجمه شده و با حمايت هاى مالى اعراب مسيحى در آمريكا توسط دو شركت انتشاراتى به نام هاى omega 2001 و wine press به چاپ رسيده است كه در هر صفحه آن متن عربى و انگليسى مقابل هم قرار گرفته است. در اين كتاب ۳۶۶ صفحه اى در آغاز هر سوره به جاى كلمه «بسم الله الرحمن الرحيم» عبارت «بسم الله» درج شده است تا ارتباط بيشترى با مفاهيم مسيحى «به نام پدر» پيدا كند. نويسنده در مقدمه متن آورده است كه اين كتاب را به ملت عرب و همه مسلمانان جهان تقديم مى كند. در عمق وجود هر انسانى اشتياق فراوانى براى رسيدن به ايمان حقيقى، آرامش درونى، اراده معنوى و زندگى ابدى وجود دارد. و اين متن (فرقان الحق) مى تواند به اشتياق سمت و سو ببخشد. نكته جالب توجه در اين كتاب تحريف هاى آشكارى است كه نويسنده نسبت به متن كتاب مقدس قرآن روا داشته چنان كه در برخى آيات آن، جهاد عملى حرام شناخته شده و طلاق و ازدواج با بيش از يك زن به عنوان رفتارى غيرشرعى و برابر با ز نا دانسته شده است. همچنين در اين كتاب تحريف شده در رابطه با ارث و مسائل مربوط به زنان نكته هايى ذكر شده كه به هيچ وجه با كتاب مقدس قرآن همخوانى ندارد. اين كتاب كه در نسخه هاى بسيار زياد در جوامع عربى منتشر گرديده است هم اكنون در برخى مدارس خصوصى كويت تدريس مى شود. كتاب مذكور ۷۷ سوره دارد و از جمله آنها مى توان به سوره هاى فاتحه الجنه و الانجيل اشاره كرد كه باورهاى اسلامى در آنها وارونه نشان داده شده است. نكته قابل تامل در برابر چنين حادثه اى در اين جا است كه اگر بنا باشد هركس بنا به فهم و درك خود از اوضاع و احوال جهان كتاب مقدسى را جعل كند و آنچه را كه نمى پسندد كنار گذاشته و موارد مورد پسند خود را فربه كند به اندك زمانى نخواهد رسيد كه با جامعه اى مواجه خواهيم شد كه در آن هر كس قرآن ويراستارى شده خاص خود را دارد و ديگران را ملزم به تبعيت از آن خواهد كرد چنان كه بن لادن و همفكرانش نيز با استدلالى اينچنين به جان دنيا افتاده اند و آدميان را سر مى برند. نكته در اينجا است كه قرآن كريم پيامبر گرامى اسلام معجزه اى ماندگار است كه از ازل تا ابد به گونه اى تنظيم يافته است كه هيچ كس را توانايى تغيير دادن آن نيست. و اساساً راز ماندگارى اين كتاب آسمانى در همين جا نهفته شده كه كتابى براى همه بشريت است. در همه زمان ها و مكان ها و آنان كه تلاش مى كنند روايت هاى خود از كتاب مقدس را به نام كتاب راستينى به جامعه ارائه دهند بايد بدانند كه آن روايت ها تنها براى گروه اندك پيرامون خود، مصداق خواهد داشت و نه بيشتر، چنان كه بن لادن نيز سال ها است چنين مى كند اما قرآن كتابى براى همه بشريت است.
خوانندگان عزيز امروز شما را با يك مؤسسهي فعال اسلامي در ايالت ويرجينياي آمريكا آشنا ميسازيم .اسم اين مؤسسه:مؤسسهي بينالمللي انديشه اسلامي است كه در سال ۱۹۸۰ميلادي برابر با ابتداي قرن ۱۵ هجري به وسيلهي عدهاي از دلسوزان و فعالين اسلامي در آمريكا تأسيس شد.اين مؤسسه تاكنون سيمنارهاي متعددي را در مقولههاي گوناگوني برگزار نموده است. يكي از كارهاي عمدهي اين مؤسسه پروژهاي اسلامي كردن معرفت است؛گردانندگان اين مؤسسه معتقدند كه علوم انساني جديد در غياب يكي از منابع اصلي آن يعني "قرآن" شكل گرفته است؛لازم است در عصر كنوني قرآن نيز بر منابع معرفتي بشر افزوده شود.ودر همين راستا كتابهايي تحت عنوان اسلامي كردن معرفت و معرفتشناسي اسلامي نوشته و به چاپ رساندهاند.
شايان ذكر است اين مجموعه مجلهي " اسلامية المعرفة" اسلاميكردن معرفت و مجلهاي تحت عنوان"مجلهي علوم اجتماعي و اسلامي آمريكا" را نيز در آمريكا به چاپ ميرسانند.از مشهورترين فعالان و مؤسسان آن ميتوان به دكتر طه جابر العلواني عراقي الاصل متخصص در علوم اسلامي و دكتر هشام الطالب عراقي تبار متخصص در رشته مديريت فارغالتحصيل و استاد دانشگاههاي آمريكا نام برد.
دكتر يوسف قرضاوي رئيس مجلس تحقيق و فتواي اروپا كه در نشست بررسي فعاليتهاي دورهي ششم مجلس تحقيق و فتواي اروپا در تركيه برگزار ميشود ؛وي سكوت معنيدار كشورهاي عربي و اسلامي را در قبال آنچه در سرزمين اشغالي توسط نيروهاي اشغالگر انجام ميشود را تقبيح نمود.
دعوتگر و فعال مشهور مصري افزود: بر مسلمانان واجب است كه در مقابل تروريسم و ويران كردن سرزمين فلسطين و ستم و طغياني كه سبب خونريزي و هتك مقدسات ميشود؛ غافل نباشند.
علامه قرضاوي در روزهاي برگزاري اين نشست كه از روز سوم ماه جاري ميلادي تا نهم همين ماه به طول خواهد انجاميد ؛در تركيه به سر ميبرد.
منبع: سايت دكتر قرضاوي
ترجمه: وبلاگ كێلهشین
منبع:شرق
فعاليت هاى انسانى را به طور غير دقيق مى توان در دو طبقه جاى داد: ۱- رفتارهاى محض Mere behavior و ۲- اعمال (actions). رفتار هاى محض آن چيز هايى است كه درون بدن ما رخ مى دهد مانند ضربان قلب، يا مثلاً به هنگام برخورد با يك تحريك دردناك (مانند دست زدن به كترى داغ) به طور رفلكسى و واكنشى دست خود را سريعاً برمى داريم؛ باز و بسته كردن چشم ها نيز نمونه اى از رفتارهاى محض است. اما «اعمال» از «رفتار هاى محض» متفاوتند. اعمال در واقع رفتار هايى هستند كه مى توانند تحت كنترل ما باشند يا هستند. مى توان گفت «رفتارهاى محض» تحت كنترل ما نيستند و به طور رفلكسى و اتوماتيك انجام مى شوند اما «اعمال» رفتارهاى تحت كنترل ما هستند. البته قضيه بدين سادگى نيست؛ برخى اوقات با مواردى برخورد مى كنيم كه به نظر مى رسد در مرز ميان «رفتار محض» و «عمل» قرار مى گيرد؛ مانند خميازه كشيدن. و گاهى اوقات سخت است رفتار خاصى را «رفتار محض» در نظر بگيريم يا «عمل» مانند چشمك زدن غير عمدى و چشمك زدن عمدى چون در هر دو حالت حركت بدن و چشم ها يكى است. اما در هر حال تفاوت ميان «رفتار هاى محض» و «اعمال» در علوم اجتماعى بسيار مهم و محورى است. علوم اجتماعى در پى تبيين اعمال انسانى هستند نه رفتارهاى محض آنها. چه وقت و چرا چشمك زدن غيرعمدى رخ مى دهد موضوعى براى علم فيزيولوژى است نه علوم اجتماعى.
نوشته: فهمی هویدی
مرکز اطلاع رسانی فلسطین
با وضعی که در آن به سر می بریم، امسال سال ننگ و عار است، زیرا ابزار تحقیر و اهانت و توطئه و تسلیم مهم ترین بخش های آن را شکل داده است. عرب ها معمولا هر سال را با مهم ترین حوادث و رخدادهای آن می شناسند و به همین سبب "عام الفیل" و " عام الرماده"، سال نکبت و فاجعه و بعدها سال انتفاضه نام هایی است که عرب ها هر یک را به مناسبتی بر سالی نهاده اند. اما بر اساس شواهد موجود، امسال را می توان سال "عار" نامید. دلایل این انتخاب هم بسیار است به ویژه با توجه به حوادث فلسطین.
کلمات از توصیف رخدادهای عملیات و حملات نسل کشی و پاکسازی نژادی که علیه ملت فلسطین جریان دارد و تمام "اسرائیل" به جنگ افزار تبدیل شده، ناتوان است. به هر جا که نگاه می کنید و هر جا که لمس می شود، ویران شده است. "اسرائیل" از منطقی استفاده می کند که حتی از حدود فکری و اندیشه نازیسم هم پا را بسیار فراتر گذاشته است، زیرا با آنکه تفکر نازیسم در فکر نابودی بشر بود، اما تا حد تخریب آبادی ها پیش نرفت و حتی در نابودی انسان ها نیز افراد یا گروه های خاصی را انتخاب می کرد. اما جنایت های و جرائم "اسرائیل" یک ملت را بدون قائل شدن تفاوت میان اقشار مختلف آن، در بر گرفته است و این رژیم برای تحقق این هدف، همه سلاح های کشتار و نابود کننده و ویرانگر را به خدمت گرفته است.
اندیشه نابودی فلسطینیان با آنکه تازه نیست، زیرا بنیانگذاران صهیونیسم از همان ابتدا به آن می اندیشیدند، اما قتل گاه ها و مسموم کردن چاه ها و کشتار سازمان یافته فعالان فلسطینی و تلاش های دیگری برای کوچاندن و اخراج فلسطینیان از جمله مظاهر و نشانه های آشکار و روشنی است که هدف آنان را برای برای تحقق اهداف شان از هر راه ممکن، نشان می دهد. به همین سبب گمان می کنیم که آنچه اکنون شاهد آنیم، اختلاف در میزان است و نه در نوع. بنابراین تخریب نیروگاه برق و آب و پل ها و راه هایی ارتباطی میان اماکن مسکونی خود نوعی نابودی زندگی است و به همین علت هنگامی که 200 هزار خانواده در وسط تابستان بدون برق م یمانند و مردم حتی از آبی که با برق از چاه ها استخراج می شود، محروم می شوند و قطع برق روزانه 200 عمل جراحی ضروری را به تاخیر می اندازد و همه کسانی را که برای تنفس و درمان به برق نیاز دارند با مشکلات فراوان مواجه ساخته است. همه این ها در کنار ادامه حملات موشکی روزمره صورت می گیرد که فقط می توان آن را کشتار هدفمند و برنامه ریزی شده و تدریجی شمرد.
مصاحبه سايت نيلگون با آرامش دوستدار
بخش اول:
سپهرِ عموميِ مباحثه ميانِ روشنفکران ايراني و پيش شرطهاي گفت وشنودِ انتقادي
ـ ـ ـ از اينکه تقاضاي سايت نيلگون را براي اين مصاحبه پذيرفتيد متشکرم. ايرادي نمي بينييد اگر بعضي از پرسش ها جدل انگيز باشند؟
آرامش دوستدار: نه، اميدوارم شما هم اشکالي نبينيد اگر برخي پاسخها جدلي شوند. در واقع وقتي شما از پرسشِ «جدل انگيز» مي گوييد، معنايش اين مي شود که مي خواهيد من را به جدل برانگيزيد.
ـ ـ ـ کتاب ها و مقالات شما از بحث انگيزترين و بُت شکنانه ترين نوشته هايي است که از زمان مشروطيت تا حال به فارسي نوشته شده و همينطور از پيچيده ترينِ آنها. هم اکنون در ايران چاپِ جلدسفيد کتاب هاي شما به طور پنهاني فروش خوبي دارد و از اين لحاظ آثار شما با نوشته هاي کساني چون احمد کسروي و علي دشتي مقايسه شده. اين مقايسه البته نادرست است. به نظر مي رسد خوانندگان به نادرست کتابهاي شما را فقط به خاطر «اسلام ستيزي» مي خوانند و گرنه هيچ دليلي وجود ندارد که کتابي دشوارفهم و چنين فشرده ـ نوشته شده، مورد استقبال کتابخوان معمولي در ايران قرار بگيرد. ولي بگذاريد قبل از اينکه سوآلم را راجع به «خوانندهء ايده آل» نوشتههاي تان مطرح کنم، در شروعِ کار پرسش ديگري بکنم:
ـ ـ ـ در ماههاي اخير که شما چند سخنراني در اروپا و آمريکا داشتيد، اخبارِ پخش شده در رسانه ها و اينترنت، تصويري از شخصيتِ شما ترسيم مي کند پرخاشگر و عبوس که به همه کس خُرده مي گيرد و همه چيز را تحقير مي کند. آخرين نمونهء آن، سخنرانيِ شما در شهر استکهلم بودکه خبرِ آن در وبلاگهاي اينترنتي به اين خاطر پخشِ وسيع پيدا کرد که در پرسش و پاسخي به آقاي عبدالکريم سروش حمله کرده بوديد. من مي دانم با آنکه شما مقاله اي انتقادي دربارهء يکي از کتابهاي آقاي سروش نوشته ايد، نظرتان در موردِ او و تعدادِ ديگري از روشنفکرانِ مسلمان، منفي نبوده؛ براي نمونه، وقتي من از شما خواستم از ميان روشنفکراني که به زعم شما اسيرِ «دين خويي» نيستند کسي را اسم ببريد، شما از آقاي محسن کديور نام برديد، که مرا کمي تعجب زده کرد اما نشان مي داد که شما نسبت به تعلقِ دينيِ يک روشنفکر، پيش داوري نداريد.
با من جفاکن ای دوست با من که از تو شادم
مهری اگر نــــــــــــداری چونین مده به بادم
من سرخوشم زعشقت ای منتـــــــــهای خوبی
از چشمهی نگاهت در بند غم فتادم
من روز و شب ندارم در تاب ماه رویت
گویم همی ز وصلت خواهم دمی مرادم
گرخوانم از تو چیزی از دوریت بخوانم
ور لب فرو ببندم مشغول و ان یکادم
من از تو جان نخواهم یا دار و تاج وتختی
هرگز نگویمت آن! این ها همه زیادم
گر میکنی جفایم من از جفا ننالم
خود در خفا که دانی محتاج عدل ودادم
گر میکشی به غمها من را شکایتی نیست
غم هم زتوست از تو پس بودهای به یادم
حسنا همی بخواند از عشق و شور و مستی
تنها همین نوایش : بی او دمی مبادم
" حسنا گل از مهاباد"
ناسر باباخانی
ئاماژه: دۆستی بهڕێزم کاک هادی حهبیبی، نووسهری لاو تهمای گرتووه سهرجهمی ئهم بابهت و لێکۆڵینهوانهی سهبارهت به بهرههمهکانی مارف ئاغایی نووسراوه له دووتوێی کتێبێکدا کۆ بکاتهوه. بهم بۆنهوه داوای لێکردم ئهو وتارهی من که لهوه پێش له گۆڤاری ڕامان، ژماره 52 له ساڵی 2000دا چاپ کراوه بۆی بنێرم، بهڵام ئیزنم لێخواست پاش پێداچوونهوهیهکی وردتر بۆی بهڕێ بکهم. ههر بۆیه ئهم وتارهی بهر دهستتان سهرلهبهری پێیدا هاتوومهتهوه و زۆر شتم لێ زیاد و کهم کردووه، به نیشانهی سپاس و پێزانین ئهم وتاره پێشکهش دهکهم به حهوله پیرۆزهکهی کاکه هادی بۆ ئهم ئهرکهی وهستۆی گرتووه.
ڕهخنهگرهکان نازانن شکست ڕهنگه له سهرکهوتن باشتر بێ... توانایی پاڵ پێوهنانی بهردێکی گهوره و قورس بهرهو ترۆپکی کێوێک، دهسکهوتێکی گهورهیه. پاڵ پێوهنانی ههمان بهرد تا نیوهی ڕێگا شکسته، بهڵام له ههمان کاتدا دهسکهوتێکی کهمیش نییه. (له دهفتهری بیرهوهرییهکانی تۆماس هاردی، 1907)
ئێمه ههر كات بخوازین مێژووی گهلی كورد بخوێنینهوه، نابێ ڕۆڵی كهسایهتییهكانی ئایینی له بیر بكهین و مێژوونووسان ناتوانن له ڕاپهڕین و شۆڕشهكانی كورد له باری فهرههنگی له ههر چوار پارچهی كوردستاندا چاوپۆشی له ههوڵدانی ئهم كهسایهتییانه بكهن. ڕهنگه ئهم پرسیاره بێته ئاراوه كه بۆ مامۆستا ئاینییهكان وهك پێشوو دهوری بنهڕهتیان نییه؟ بهڵگه بۆ ئهم دابڕانه زۆره. له زۆر شوێنان كهسانێك شۆڕش دهكهن. بهڵام به قازانجی كهسانی تر تهواو دهبێ. زۆر ههوڵ درا مامۆستاكان له دهور بچنه دهرێ به تایبهت له لایان دهسهڵاتدارانی دژ به ئایین و نهتهوهكهمان.
1ـ دیماگوژی (فریودانی خهڵك)
2ـ ئاژیتاسیۆن (ههژاندن و ههڵخڕاندن)
3ـ پڕوپاگهنده (تێگهیاندن) كه به كورتی ئاماژهیان بۆ دهكرێ و دهبێ بیسهری وتار لێكیان جیا بكاتهوه و نیشان بدا مهبهستی ڕاگهیهنهر له بانگهوازهكه كام جۆریانه:
1ـ دیماگوژی له بنهڕهتدا له زمانی یوونانیبهوه وهرگیراوه و به مانای ڕێبهری جهماوهر و له زوودا مانایهكی پیرۆزی بووه، بهڵام وهك زۆر وشهی دیكه بۆته قوربانی دهغهڵكاران و ئێستا له زمانی ڕامیاریدا به مانای كهڵك وهرگرتنی بێجێ و نادروست له ههستی جهماوهر و خهڵكفریودان (عوامفریبی) و به ههڵه بردنی خهڵك له ڕێگای بهڵێنی جۆراوجۆر و ڕاكێشانی سرنجی خهڵك له لایهن دامودهزگایهكهوه كه بیههوێ بهرژهوهندییهكانی خۆی له پهنای ئهو شێوازهدا بپارێزێ و له سهر مرۆڤی ساویلكه و ساكار زۆرتر كاریگهر دهبێت.