سخنرانی عبدالکریم سروش در نیوجرسی

بسم الله الرحمن الرحیم
محضر همه دوستان سلام عرض میکنم و خشنودم که مجددا توفیق یافتهام که در محضر شما حضور یابم. سنت حسنه ایست و آن این که هر چند گاهی از دوستان همدل و یاران موافق دعوت به عمل میآورند و مجلس گرمی را میآرایند و دلهای خداشناس و خداخوان را در کنار هم مینشانند. و همه محبت میکنند و به عرایض بنده که مقدمه ایست برای بحثهای مهم تر و جدی تر گوش فرا میدهند.
در دوران طوفانی و پر تلاتمی زندگی میکنیم و ذهن همه ما مشغول حوادث خرد و درشت و تلخ و شیرینی است که در کشور ما رخ میدهد. برای همه ما پرسشهای مهیب و فربه فراهم میآورد. و این به دلیل دغدغه ای است که نسبت به وطن داریم و تشویشی است که برای آینده احساس میکنیم و همچنین عشق و علاقه ای که نسبت به هموطنانمان داریم نمیتوانیم دقیقه ای آسوده بمانیم و آن اندیشهها را از دل بیرون برانیم.
حوادثی که در کشور ما میگذرد دو رویه دارد: یک رویه عینی و عملی و خارجی و دومی رویه نظری و فکری. یعنی از جهتی اتفاقاتی است که بین ابدان میافتد، اجسام و آدمیان برخوردهایی پیدا میکنند. حکومت کسی را مینوازد و بالا میکشد و کسی را به زندان میافکند یا میکشد. این از یک سو اما از سوی دیگر جنگی است که بین ایدهها و اندیشهها رخ داده است. بالاخره در این عالم که ایرانیان در آن ساکنند حوادث نظری هم رخ میدهد و پاره ای از اندیشهها میکوشند پاره ای دیگر از اندیشهها را از میدان خارج کنند. در واقع چند نوع طرز فکرند که با هم تصادف و تصادم میکنند و یکی میخواهد جا را بر دیگری تنگ بکند. آنچه را که بنده میخواهم عرض کنم متعلق به این حوزه دوم است. یعنی حوزه نظری کار.
شعری از مرحوم کاک احمد را همراه با ترجمهاش را به شما دوستداران آن عزیز سفرکرده، تقدیم مینمایم و همصدا با هم میگوییم:
یاران جهمن لهو سهحرایه چ سهحرایێ، له باس نایه
هاوتای نییه لهم دنیایه خاوهنی بانگێشتن خوایه
ئازیز وهخۆ کهوه ئادهی کرژو کۆڵ خۆتی بۆ بادهی
ڕێگای سهرڕاس بگره هادهی له هێڵی راسو چهپ لادهی
له هیچ مهڵبهندێ نهگرسی له دڕکو داڵان نهترسی
له خۆشیو تاڵه نهپرسی ههرچهند تونیت بێتو برسی
نهنکێنی: ڕێگاکهم دووره مردن، ئاخرین سنووره
بۆوهی عهقڵی سواره، سوره ههروهک لهم ژور بۆ ئهو ژوره
لهوێ میوانی خوا گیانی له خزمهت پێغهمبهرانی
جێگهی ئاوا ههر وچانی حهمموو دنیا به قوربانی
ترجمه:
یاران در این صحرا جمعند، چه صحرائی قابل توصیف نیست!
در این جهان مانندی ندارد، میزبان این مهمانی خداست
عزیزم همت کن و خودت را برای آن مهمانی مهیا کن
راه مستقیم را پیش گیر و از سبل راست و چپ منحرف شو
در هیچ منطقهای نایستی و از خار مغیلان مسیر نهراس
از خوشی و ناخوشی مسیر مپرس هرچند گرسنه و تشنه باشی
راه من کجا دور است، مردن آخرین سرحد آن است
برای کسی که عقلش حاکم است روشن است که فاصلهی مردن تا حیات برزخ مانند از اتاقی به اتاق دگر رفتن است
در آنجا مهمان جان جانان هستیم و در خدمت پیامبرانیم
هر لحظه استراحت و ماندن در چنین جایی، همهی دنیا فدایش بادا.
نویسنده: ع.جعفر
طرح مباحثی چون «امنیت ملی»، «وحدت عمومی»، «وجدان جمعی» برای هر كشوری مهم و حیاتی است. و در دنیای امروز كشورهای پیشرفته و جوامعی كه در مسیر ترقی گام برمیدارند تلاش میكنند تا با فراهم نمودن زمینه مشاركت حداكثری شهروندان در اداره امور كشور و مدیریت داخلی و بینالمللی به مفاهیم مذكور عینیت بخشند. در كشور ما همواره دو قطب متضاد و متقابل با یكدیگر در تلاش بودهاند تا تعریف خود را به عنوان راهكار بنیادین برای رسیدن به نقطه مطلوب «وحدت عمومی» و «امنیت ملی» ارائه دهند. دیدگاه اول مبتنی بر تلاش بر وحدت و تأكید بر اشتراكات شكاف شیعه-سنی در كشور بوده است و بر این باور است كه برای ساختن آیندهای بهتر باید بدنبال راههای وحدت آهنین میان این دو مذهب در ایران بود. و دیدگاه دوم مبتنی بر انكار یا حداقل در حاشیه نگهداشتن اقلیت سنی در ایران میباشد چون بر این باور است كه شكاف شیعه-سنی و حفظ اختلاف میان این دو برای جامعه ایران و اكثریت مردم آن امری هویتبخش است و البته تجربه نشان داده كه دیدگاه دوم حداقل در امور اجرایی و رسمی و تبلیغاتی و رسانهای كشور بر دیدگاه اول غلبه دارد. بهمین دلیل با وجود تلاشهای برخی از علماء و اندیشمندان معتدل شیعه در ایران برای حفظ كانون وحدت و صرف هزینههای كلان برای راهاندازی مراكزی مثل «تقریب مذاهب اسلامی»، شاهد هجوم سهمگینی علیه عقاید اهل سنت از رسانهی جمعی، تبعیض اداری و حقوقی و سختگیریهای مذهبی و تنگنظریهای امنیتی هستیم. با اینجال مهمترین انتقادی كه به هویت و موجودیت اهل سنت در ایران وارد میشود، تعیین نقش دیدگاه آن را تحكیم امنیت ملی كشور است.
ئێمه کێین؟
(پێناسهیهک بۆ کاروانی باوهڕ- بێداری ئیسلامیی نوێ)
له ئامادهکردنی: باوکی سوههیب
وهناو خوا که دهههنده و دلۆڤانه
ئێمه کۆمهڵێک له موسوڵمانانین له «کوردستان»؛ زێدی باب و باپیرانمان سهرمان ههڵداوه، بهشێکین له رابوونی جیهانی ئیسلام و خۆمان به خزمهتگوزاری قورئانو سوننهت دهزانین. بانگهواز دهکهینو ئامانجو داوامان حاکمکردنی شهرعی خواو ژیان له سێبهری ئیسلامه؛ ههر بهو جۆرهی بۆ پێشهوامان محهممهد (صلی الله علیه و سلم) هاتۆته خوارو بهو شێوهیهی که پێشینیه ساڵحهکان (سلف صالح) بانگهوازیان بۆ کردوهو له ژیانیاندا به کردهوه رهنگی داوهتهوه؛ به جۆرێک که باوڕیی قووڵی پڕ به دڵییان پێیههبووهو تێگهیشتنێکی درووستی وایان ههبووه که ئاوهزو زهینیان بخهمڵێنێو شهریعهتێکیان پهسهند کردوه که ههموو ههڵسووکهوتو رهوشتیان کۆنترۆڵ بکات. شێوازی بانگهوازیان بۆ لای خوا رهنگدانهوهی ئهم ئایهته پیرۆزه بووه که دهفهرموێ: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة» بانگ بکه بۆ ڕێگهی خاوهنهکهت به لێزانینو به پهندو ئامۆژگاری جوان. ئێمه له ژێر تیشکی ئایهته پیرۆزهکانی قورئانو ژیانو سیرهی کردهییو سوننهتی پێشهوامان محهممهد (صلی الله علیه و سلم) بانگهواز دهکهین بۆ ئیسلام.
دیالۆگو ههڤپهیڤین لای ئێمه به شێوهیهکی مهدهنیهو له ڕیگای قانێعکردنو قهناعهت پێدانێکی ئهوتۆیه که پشت ئهستووره به بهڵگه، لۆژیکو بهڵگه هێنانهوه.
نویسنده: محمد ملازاده
بسم الله الرحمن الرحیم
«ربّنا تقبّل منّا انّک انت السّمیع العلیم وتب علینا انّک انت التّواب الرّحیم»
«ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هد یتنا وهب لنا من لّدنک رحمة انّک انت الوهّاب»
رو گردانی از حکم خدا یکی از انواع شرک جلی:
قبل از پرداختن به موضوع قسمت دوم این سلسله مقالات، اشارهای گذرا به چند نکته خالی از فایده نیست.
1- عنوان قسمت اول مقالهی بنده در سایت اصلاح «عقلشناسی فلسفی از منظر وحی و دین» درج گردیده بود در حالیکه عنوان پیشنهادی بنده برای مقاله «عقلگرایی فلسفی از منظر وحی و دین» بوده است و تفاوت میان این دو مقوله ملموس است چرا که هدف ما در این نوشتار توضیح و بیان مکتب عقلگرایی و مقایسهی آن با مکتب انبیا بوده است نه توضبح و تبیین عقل، و بیان معرفت و شناخت جایگاه آن، و اگر به این مطلب اشارهی شده تنها از باب ارائهی تعریف و رفع ابهام بوده است و بس.
ادامه متن
نویسنده: ماکوان
اغلب دینداران مدعی آنند که بسیاری از مشکلات موجود بشریت از آن روست که بشر حاکمیت خدا را وانهاده است و خود بر مسند حاکمیت تکیه داده است. همان چیزی که سید قطب، ابولاعلی مودودی و دیگران بر آن "جاهلیت" نام نهاده اند. اما آیا واقعا با تکیه بر حاکمیت خداوند این مشکلات محو می شود؟ این سؤال خود آغاز بسیاری از مشکلات نظری است، به آن خواهم پرداخت اما در فرصتی دیگر و مستندتر. اما به گمانم سؤال دیگری نیز وجود دارد که شایسته تامل است و آن اینکه این افراد خود چه جایگزینی برای حاکمیتهای امروزین پیشنهاد می کنند؟ در میان رهبران بیداری اسلامی تقریبا اغلب آنها به مدلی از حکومت دینی(اسلامی) پرداخته اند، برخی نیز چون سید قطب این کار را بیهوده می دانند. سید قطب معتقد است این سؤال اتلاف وقت و انرژی است، اگر راست می گویید به ما مملکتی بدهید تا در آن حکومت اسلامی راه بیندازیم آنگاه به شما خواهیم گفت حکومت اسلامی چگونه است(معالم فی الطریق). اما آنچه سید قطب می گوید جز گریز از پاسخ چیزی نیست، اولا گمان نمی کنم جز مدل حکومتهای صدر اسلام چیزی دیگر در نظر داشته باشد و ثانیا تشویش در نظر جز شکست در عمل نخواهد بود، آنکس که از پیش نمی داند در پی چیست، چندان آشکار نیست که سر از کدام ناکجا آباد در خواهد آورد. این همان چیزی است که برخی از اندیشمندان ایرانی درباره انقلاب 57 می گویند و آنچه مهدی بازرگان قیام جهالت در برابر استبداد خوانده بود.(مقالات جدید آقای مهاجرانی را ببینید.) لذا جواب این عده با سؤال حکومت جایگزین این است: حکومت خدا فقط.
صبح امروز چهارشنبه 25/6/1388 ماموستا حسن حسینی یکی از استادان بهنام و طراز اوّل علوم دینی کردستان بر اثر بیماری، دعوت حقّ را لبیک نموده و جان به جانآفرین تسلیم نمود.
ماموستا حسینی در سال 1317شمسی در روستای «ساروجهی علیا» از توابع شهرستان «شاهیندژ» واقع در جنوب استان آذربایجانغربی چشم به جهان گشود. استاد حسینی در سنّ هفت سالگی از مهر و محبت پدری محروم، اما با مساعی مادر شیردل و برادر بزرگش به تحصیل علوم دینی مشغول میشود.
استاد حسینی در محضر اساتید برجستهی منطقهی «مکریان» از جمله ملامحمّدامین اشعری، ملاعلی ربّانی و ملاعلی حفید ولزی که رییسالعلماء زمان خود بود به تحصیل عقاید، اصول فقه، فلسفه، تشریح الافلاک، فقه و تفسیر میپردازد و در نتیجه یکی از شاگردان ممتاز و موفّق به دریافت گواهی افتا و تدریس در علوم معقول و منقول میشود.
ناوهندی ههواڵنێریی سهقز:
مامۆستا حهسهن سهلاح سۆران، شاعیری ناسراوی ناوچهی فهیزوڵڵابهگی و مامۆستای وانهكانی كوردی له زانكۆكانی ئێران و زانكۆی سهلاحهدینی ههولێر، كاتژمێر ١٢ی نیوهرِۆی ئهمڕۆ، له ماڵی خۆی له شاری كهرهج مالئاوایی له ژیان كرد.
ئهمڕۆ چوارشهممه رێكهوتی ٢٥ی خهرمانان، ئهندازیار جهماڵهدین تهها بهرپرسی گشتی كۆمهڵهی كوردانی دانیشتووی تاران، له دیدارێكی تایبهت به ماڵپهڕی پهیامنێری راگهیاند: كاتژمێر ١٠ی سهر له بهیانی دوێنێ، خێزانی مامۆستا پهیوهندی پێوه گرتم و گوتی مامۆستا حهسهن سهلاح سۆران ههندێك ناڕهحهته، منیش پێم گوت كه ئهگهر دهفهرمووی ئێستا دێمه خزمهتی و دهیبهینه دكتۆر. بهڵام كاتژمێر ١٢ی نیوهڕۆ پێی راگهیاندم كه له ئۆرژانسهوه هاتوون بۆ ماڵی و پێی رانهگهیشتن و ماڵئاوایی له ژیان كردووه.
ناوبراو ههروهها گوتی: ههر وهكوو ههموو لایهكمان ئاگادارین مامۆستا حهسهن سهلاح سۆران، نووسهر و شاعیرێكی ناوداری كورده، كه له تهواوی بهشهكانی كوردستان زۆر ناوداره و له خزمهت نهتهوهی كورد و فهرههنگ و رووناكبیری كوردیدا بوو. توانی خزمهتێكی زۆر گهوره به میللهتهكهی بكات. بۆ نموونه شهوی شهمهش له رێوڕهسمی كۆبوونهوهی كوردهكانی تاران ئاماده بوو، زۆر تهندروست بوو، هیچ گرفتێكی نهبوو، بهڵام وادیاره ئهمرِۆ بهیانی نهخۆش كهوتووه و ماڵئاوایی له ژیان كرد.
تهها له درێژهی قسهكانیدا گوتی: ئێستا ئێمه لهبهر دهرگای ماڵهكهیانین و راوهستاوین تاكوو كوڕ و كچهكانی بێین و بڕیار بدهین له چ شوێنێك بینێژین، كه ئهگهر له شاری بۆكان بینێژین ئهوه بیبینهوه بۆ ئهوێ و ئهگهریش له تاران بینێژین ئهوا دهبێت بیری لێ بكهینهوه كه بیبینه چ شوێنێك. لهبهر ئهوهی كه مامۆستا سۆران له گوندی ساروقامیش سهر به شاری بۆكان له دایك بووه، پێم وابێت ههر دهیبهینهوه بۆ ئهوێ و له درێژهشدا رێوڕهسمێكی گهوره و به شكۆی له تاران بۆ ساز دهكهین.
بهرپرسی گشتی كۆمهڵهی كوردانی دانیشتووی تاران، له كۆتایی ئهم دیدارهدا گوتی: شاعێری ناسراوی كورد حهسهن سهلاح سۆران له زانكۆی سهلاحهدین له شاری ههولێر و ههروهها له زانكۆكانی ئێران، لهوانه: زانكۆی تاران، زانكۆی عیلم و سهنعهت (ساڵی ٢٠٠١ و ٢٠٠٢) زانكۆی بهههشتی، زانكۆی قهزوین و ههروهها له زانكۆی ئیسفههان، وانهكانی كوردی به خوێندكارانی كورد و نهتهوهكانی دیكهی ئێران گوتۆتهوه. ههروهها له كۆمهڵهی كوردانی دانیشتووی تارانیش ههر وانهی زمانی كوردی دهگوتهوه.
جێی ئاماژه پێدانه رۆژی پێنجشهمه ١٦ی جوولای ٢٠٠٩ به ئامادهبوونی چهندین كهسایهتی فهرههنگ و رۆشنبیری كورد، كۆڕی ههڵسهنگاندن و شیكردنهوهی بهرههمه شێعرییهكانی حهسهن سهلاح "سۆران" له هۆڵی كۆمهڵهی كوردانی دانیشتووی تاران بهڕێوهچوو.
جێی وهبیرهێنانهوهیه ساڵی پار له كۆنفرانسی زانستی "ههڵهبجه و سهردهشت و ئهنفال" كه له لایهن كومیتهی سهربهخۆیی خوێندكارانی كورد له هۆڵی سهدر له كۆلێژی ئابووری زانكۆی ئیسفههان بهڕێوهچوو، خهڵاتی تایبهتی قوتابیانی كورد پێشكهش به حهسهن سهلاح "سۆران" كرا.
ئهم خهڵاته بهم بۆنهیهوه بوو كه "سۆران" له ماوهی ١٥ ساڵی رابردوودا بهردهوام یارمهتی قوتابیانی كوردی داوه و له زۆربهی كار و چالاكی خوێندكاری كوردیدا بهشداری كردووه و له زۆربهی زانكۆكانی تاران و ههروهها زانكۆی ئیسفههان و قهزوین و چهندین زانكۆی دیكهی ئێران وانه و زمانی كوردی به قوتابیانی كورد و ئێرانی گوتۆتهوه.
مامۆستا حهسهن سهلاح سۆران، له بنهماڵهیكی فهیزوڵڵابهیگی له گوندی ساروقامیش سهر به شاری بۆكان له دایكبووه. خوێندنی سهرهتایی و ناوهندی و دواناوهندی له بۆكان تهواو كردووه و له كۆلێژهكانی Trinity, Sent Jorj, Dtanford له وڵاتی بهریتانیا زمانی ئینگلیزی خوێندووه و نزێكهی ١٠ كتێبی سهبارهت به كورد، زمانی كوردی و شێعر و پهخشان به چاپ گهیاندووه و كۆمهڵێك كتێبی چاپنهكراویشی له پاش به جێی ماوه.
سيروس علی نژاد
نام حسن يوسفی اشکوری، از مشهورترين چهره های معترض پس از انقلاب، از مجلس اول بر سر زبانها افتاد. برخوردها و موضع گيری هايش از همان زمان که نماينده مجلس بود، از او چهره ای متمايز می ساخت. اعتراض های او در يک حکومت دينی حساب او را از ديگران جدا می کرد.
پس از جنگ و تا پيش از روی کار آمدن خاتمی در حلقه ملی – مذهبی هايی قرار گرفت که به نشر افکار خود در يکی دو نشريه می پرداخت. همين امر او را در بين معترضان محدود آن سالها نشاندار می کرد.
اوايل دولت اصلاحات با شرکت در کنفرانس برلين، در گروه روشنفکرانی قرار گرفت که از مطرح کردن اعتراضات خود در سطح جهانی بيمی به دل راه نمی دهند.
هنوز از سفر برلين بازنگشته بود که اعلام شد در صورت بازگشت دستگير خواهد شد. اعلام کرد که به کشور باز خواهد گشت حتی اگر يک راست به زندان برود. با زندان و بازداشت بيگانه نبود. پيش از انقلاب نيز دو بار بازداشت شده بود. بازگشتن همان و يک راست در اوين رحل اقامت افکندن همان.
سيروس علی نژاد
دکتر ماشاءالله آجودانی که پيش از انقلاب عضوهيئت علمی دانشگاه اصفهان بوده، از سال ۱۳۶۵ خورشيدی ( ژانويه ۱۹۷۸ ميلادی ) در لندن زندگی می کند. دکتر آجودانی با نوشتن دو کتاب "مشروطه ايرانی" و "يا مرگ يا تجدد" به يک بازنگری جدی در زمينه تجدد ايران روی آورده است. "ايران، ناسيوناليسم، تجدد" عنوان تازه ترين کتابی است که وی در دست نگارش دارد و قرار است تا يک سال ديگر منتشر شود. کتابخانه مطالعات ايرانی لندن نيز از موسساتی است که او بيناد گذارده و به اداره آن اشتغال دارد.
سيروس علی نژاد: در هر دو کتاب شما وعده داده شده است که کتابی با عنوان " ايران، ناسيوناليسم، تجدد " در دست نوشتن داريد. آيا قرار گرفتن ناسيوناليسم در کنار تجدد و ايران به اين معنی است که رسيدن تجدد در ايران از ناسيوناليسم عبور می کند؟
ماشاءالله آجودانی: چنين چيزی در ذهن من نبود و الان هم نيست که برای رسيدن به تجدد بايد از ناسيوناليسم عبور بکنيم. برای اينکه ناسيوناليسم مفهومی بيشتر سياسی دارد. هر چند که اين مفهوم در ايران کمتر ديده می شود. می دانيد که در ايران ناسيوناليسم بيشتر در معنای رمانتيک آن - احساسات و عواطف ناسيوناليستی – به کار می رود. اگر معنای سياسی آن را بپذيريم ممکن است آنچه شما برداشت کرده ايد درست باشد. برای اينکه ناسيوناليسم با پيدايش دولت های ملی سر و کار دارد.
سیروس علی نژاد
باب برزویهی طبیب در کلیله و دمنه باب پراهمیتی است. برزویه که در دوره ای از زندگی خود درد دین دارد، حقیقت ادیان را مورد جستجو قرار می دهد. نزد بزرگان هر دین می شتابد، سخنان آنان را می شنود و در می یابد که هیچ یک از آنان در بند حقیقت نیست. هر کس دین خود را بر حق و دین دیگران را باطل می شمارد. دلیل برحق بودن و باطل بودن هم روشن نیست.
او که با خرد خود به عیارسنجی حقیقت پرداخته به جان می آید و در طلب راه چاره به این نتیجه می رسد که از هر دین گوهرش را بردارد و پوستش را دور بیندازد. بدینسان درد دین برزویه با عقلانیت پیوند می خورد و اگر او را نمایندهی روشنفکری دورهی ساسانی فرض کنیم – گفته می شود باب برزویه در کلیله در واقع اثر قلم و افکار ابن مقفع مترجم شهید کلیله به عربی است - خردورزی چیزی است که روشنفکری آن دوران بدان دست یافته بوده است. شگفتا که این دین عقلانیت یافته، شباهت تام و تمامی دارد به افکاری که امروز روشنفکری دینی ایران به نوعی دست به گریبان آن است.
(نگاهی انتقادی-تاریخی به ریشهیابی خشونت، تندروی و تروریسم در جهان اسلام)
اقتباس و ترجمه: سلمان ایرانی*
اشاره: در آستانهی هشتمین سالگرد حادثهی 11سپتامبر هستیم و روشن است که درپی انفجار برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در 2001 نیویورک و به دنبال آن حمله و اشغال افغانستان و عراق به وسیلهی نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا، بحث خشونت و تروریسم و رابطهی آن با اسلام و گروههای اسلامی در گسترهی وسیعی از طریق رسانههای ارتباط جمعی غربی دامن زده شده و نیز از طریق عناصر سکولار تندرو ضدّ دین و انحصارطلب در کشورهای اسلامی (خاورمیانه) -آگاهانه و ناآگاهانه- تکرار میشود؛ بهطوریکه اکنون این موضوع به عنوان گفتمانی مسلط در آمده است.
گفتار حاضر نیز به نوعی تکرار و ترجمان همان مقوله است که از سالها پیش در رسانههای اتباط جمعی، با آن آشنا بودهایم. پایگاه اطلاعرسانی اصلاح صرفاً جهت پاسداشت و حرمت به آزادی عقیده و بیان، اقدام به نشر آن نموده و از همهی صاحبان بصیرت و ارباب معرفت، خاضعانه خواستار توسعهی بحثهای انتقادی عالمانه و روشمند این مفاهیم و مقولههای از این دست است.
موضوع بحث تروریسم پس از حادثه 11 سبتامبر سال 2001 و حتی یک دهه قبل از آن یکی از محورهای اساسی علوم گوناگونی چون روابط بینالملل و علوم سیاسی بوده و در حیطهی کاری کشورهای موافق و مخالف این جریان قرار گرفته است. مقالهای را در اینترنت در موضوع تروریسم مطالعه نمودم متعجب شدم که چرا باید در مکان پاسخگویی به اتهامی باشیم که در مورد تروریسم بودن به ما وارد میکنند و در جواب باید بگوییم: «نترسید ما مسلمانیم».


ن. نهبهز ههورامی
وهك دهزانین رۆژوو گرتن كۆمهڵێ تایبهتمهندیی ههیه كه له پهرستشهكانی دیكهدا بوونیان نیه، یهكێك لهو تایبهتمهندیانه ئهوهیه كه پهرستشهكانی دیكهش له ئاوێنهی مانگی رۆژوودا پڕتر ودرهوشاوهتر خۆ دهنوێنن ،
بهمهش مهبهست و تایبهتمهندیی پهرستشی رۆژووگرتن جوانتر بهدی دێت كه بێدهنگكردنی غهریزهكانه ، بێدهنگكردنی زمانی خواستهكانی جهستهیه ، یان خۆگرتنهوه یه، خۆگرتنهوه له خواردن و خواردنهوهو زێدهگۆیی و ..هتد ، خۆگرتنهوه له حهلاَڵ و موباحیش چجای حهرام ــ وهك مانای وشهی ( صیام ) دهیگهیهنێت ــ .
ئێمه كه به گشتی سهیری مانگی رهمهزان دهكهین ، ههستدهكهین ئهو وێنهیهمان پێشچاودهخات كه دهبێ جهسته تا رادهیهكی زۆر بهرهو كپكردن وبێدهنگكردن ببرێت، تا رۆح بێداربكرێت و بهدهنگ بهێنرێت ، زمانی قاڵ ــ به گشتیی ــ وهلا بنرێت ، تا زمانی حاڵ ، زمانی رۆح زێتر بكهوێته ئیفشاكردنی رازو نیازَ.
شاعیری گهورهی كورد مهلا خدری نالی له چهند بهیتێكی دیوانهكهیدا ، وێنهی بهزمی كۆڕێكمان پێشچاو دهخات كه له وێنهی كۆڕی رهمهزانهوه نیزیكه ، واته حاڵی كۆرهكه زۆر له حاڵی ئهو كهسانه دهكات كهله مهجلیسی مانگی رهمهزاندا رهندانه و رهونهقدارانهحوزوریان دهبێت *
ئا. گابان كوردی 
شههرامی نازری یهكێك له دیارترین هونهمهندهكانی مۆسیقاو گۆرانی عیرفانی مهعنهویهتگهرێكی گڕگرتوو بهئاگری مهولانا، نازری ههرلهمنداڵیهوه بهشیعرهكانی مهولانا ئونسو خوێكی دێرینی ههیهو زۆرترینو بههێزترین بهرههمهكانی لهمهولاناوه ئیلاهام وهردهگرن، سهرهتای ئاشنابونی شههرام به مهولانا بۆسهردهمی منداڵی دهگهڕێتهوه و لهدهرگای "مپنوی معنوی" شارێكی ناسی كه تائهمڕۆ رۆژبهڕۆژ پێی ئاشناتر دهبێت، ههرلهوكاتهی كهتهمهنی (8)ساڵ بوو دهستی كرد بهخوێندنی "مثنوی معنوی" بهگوتهی خۆی ئتر بڕیاریدا كارلهسهر ئهم دیوانه بكات.
شههرام كاتێك كه شیعرهكانی مهولانا ئهڵێت وهك دهروێشێكو پیاوێكی تهریقهتی لێ دێت كه بهباڵه بههێزو سوكهكانیهوه ئاسمانی شارهكانی عشق ئهگهڕێتو دهنگی ناخی گڕگرتووی دانیشتوانی ئهم شارانه خۆش كهیف ئهكات